آموزش یک برنامه معاملاتی ساده در ۷ قدم

آموزش یک برنامه معاملاتی ساده در ۷ قدم

آموزش یک برنامه معاملاتی ساده در ۷ قدم

بازار مثل ماشین پول نیست. اگر چنین بود همه با یک اندیکاتور و یک دکمه خرید ثروتمند می شدند. بازار بیشتر شبیه یک اکوسیستم رقابتی است که در آن سود پایدار پاداش انضباط، سازگاری و مدیریت ریسک است. نکته متناقض ماجرا این است که بیشتر معامله گران دنبال استراتژی های پیچیده می روند، در حالی که پول واقعی اغلب از استراتژی های ساده ای می آید که با ثبات و بدون انعطاف احساسی اجرا می شوند. ساده بودن اینجا به معنای سطحی بودن نیست. ساده یعنی قوانین شفاف، قابل اندازه گیری، قابل تکرار، و متکی به یک مزیت آماری.

این مقاله قرار است یک برنامه معاملاتی ساده را معرفی کند، اما در سطح پیشرفته تحلیل تکننیکال و مدیریت ریسک طراحی شده است. این برنامه به جای تکیه بر پیش بینی، روی سه محور می ایستد. تشخیص رژیم بازار، اجرای ستاپ های با احتمال بالاتر، و مدیریت ریسک به سبک حرفه ای. ایده های اصلی با ادبیات معتبر تحلیل تکنیکال و مدیریت ریسک همخوان است. از جمله مفهوم روند و بازگشت به میانگین در کتاب های جان مورفی، مفهوم روانشناسی و خطاهای شناختی در نوشته های مارک داگلاس، مفهوم مدیریت ریسک و برتری بقا در نگاه ون تارپ، و چارچوب های سیستماتیک اجرای معامله در آثار الکساندر الدر و جک شوآگر.

هدف از پولساز بودن هم مهم است که درست تعریف شود. پولساز یعنی داشتن امید ریاضی مثبت و توانایی اجرای آن در طول زمان بدون اینکه حساب نابود شود. این یعنی برنامه باید به گونه ای طراحی شود که حتی با چندین باخت پشت سر هم، همچنان سرپا بماند و در دوره های مناسب بازار، اجازه دهد سودهای بزرگ تر از ضررها رشد کنند.

بخش اول، فلسفه برنامه

این برنامه بر یک اصل کلاسیک بنا شده است. بخش عمده سود پایدار از چند حرکت بزرگ در بازار می آید، نه از تعداد زیادی معاملات کوچک. بنابراین برنامه باید بتواند دو کار را همزمان انجام دهد. اول اینکه در دوره های نامناسب کمتر معامله کند و آسیب نبیند. دوم اینکه در دوره های رونددار بتواند تا حد ممکن همراه روند بماند و سود را زود خفه نکند.

برای رسیدن به این هدف، برنامه از یک منطق سه لایه استفاده می کند.

  • لایه اول، فیلتر رژیم بازار
  • لایه دوم، ستاپ ورود ساده اما دقیق
  • لایه سوم، مدیریت ریسک و مدیریت معامله

سادگی برنامه در این است که تعداد ابزارها محدود است و قوانین واضح هستند. پیشرفته بودن برنامه در این است که هر قانون به یک دلیل آماری و رفتاری وصل است.

بخش دوم، ابزارهای برنامه

ابزارهای برنامه کم هستند اما هر کدام وظیفه مشخصی دارند.

  • میانگین متحرک نمایی ۲۰ دوره ای
  • میانگین متحرک نمایی ۵۰ دوره ای
  • باندهای بولینگر با تنظیمات استاندارد ۲۰ و ۲
  • شاخص ATR با دوره ۱۴
  • قیمت و ساختار بازار بر پایه سقف و کف های سوئینگ

این ترکیب عمدا انتخاب شده است.

  • میانگین ها برای جهت و شیب روند
  • بولینگر برای فهم نوسان و فازهای انقباض و انبساط
  • ATR برای اندازه گذاری ریسک بر اساس نوسان واقعی
  • ساختار قیمت برای تعیین نقطه بی اعتباری و شکست معتبر

اگر بخواهید حتی ساده تر کنید می توانید یکی از میانگین ها را حذف کنید، اما در نسخه حرفه ای نگه داشتن هر دو میانگین کمک می کند تا فیلتر روند بهتر عمل کند و گرفتار بازارهای نیمه رونددار و پر نویز نشوید.

بخش سوم، انتخاب تایم فریم و بازار

برای پول درآوردن، انتخاب تایم فریم مهم تر از انتخاب اندیکاتور است.

این برنامه به شکل پایه برای تایم فریم های H1، H4 و Daily طراحی شده است. دلیل آن روشن است.

در تایم فریم های بسیار پایین، نویز و شکست کاذب زیاد است و هزینه های پنهان مانند اسپرد و اسلیپیج اثر بزرگ تری دارند. در تایم فریم های خیلی بالا، فرصت کمتر می شود و مدیریت فعال معامله سخت تر است.

پیشنهاد عملی برای بیشتر معامله گران

تحلیل جهت در H4 یا روزانه

اجرای ورود در H1 یا H4

این برنامه روی بازارهایی بهتر کار می کند که دوره های رونددار واضح دارند و نوسان به شکل رژیمی تغییر می کند. جفت ارزهای اصلی، طلا، شاخص ها، و برخی سهام های بزرگ.

بخش چهارم، فیلتر رژیم بازار

این مرحله ستون فقرات برنامه است. اگر این بخش را حذف کنید، برنامه از حالت پولساز خارج می شود و به یک سیستم پر معامله تبدیل می شود که در رنج ها خونریزی می کند.

رژیم بازار در این برنامه دو حالت اصلی دارد.

  • حالت اول، بازار رونددار
  • حالت دوم، بازار رنج یا میانگین گرا

تشخیص رونددار بودن بازار با سه معیار انجام می شود.

معیار اول، ترتیب میانگین ها

وقتی EMA20 بالای EMA50 است و هر دو شیب رو به بالا دارند، فقط به دنبال خرید هستیم.

وقتی EMA20 زیر EMA50 است و هر دو شیب رو به پایین دارند، فقط به دنبال فروش هستیم.

معیار دوم، موقعیت قیمت نسبت به EMA50

در روند صعودی، قیمت عمدتا بالای EMA50 می ماند و پولبک ها به سمت آن است.

در روند نزولی، قیمت عمدتا زیر EMA50 می ماند.

معیار سوم، رفتار باندهای بولینگر

در روندهای سالم، بازار تمایل دارد روی باند بالایی در صعود یا روی باند پایینی در نزول راه برود. این نشانه انبساط نوسان همسو با جهت است.

اگر هر سه معیار همسو بودند، بازار رونددار محسوب می شود و ستاپ های ورود فعال می شوند.

اگر معیارها مخلوط بودند، برنامه وارد حالت دفاعی می شود. یعنی یا معامله نمی کند یا فقط با اندازه کوچک تر و قوانین سخت گیرانه تر وارد می شود.

این همان جایی است که بسیاری شکست می خورند. آنها در بازارهای مبهم هم اصرار به معامله دارند. پولساز بودن یعنی دانستن زمان هایی که نباید معامله کرد.

بخش پنجم، ستاپ اصلی ورود

ستاپ برنامه یک ستاپ است اما دو نسخه دارد. نسخه دنبال کننده روند و نسخه شکست اسکوئیز. هر دو ساده هستند. پیچیدگی در اجرای دقیق و مدیریت ریسک است.

ستاپ شماره یک، پولبک به میانگین در روند

این ستاپ به شکل طبیعی با رفتار بازارهای رونددار سازگار است. روندها معمولا با امواج پیشروی و اصلاح ساخته می شوند. ما دنبال شکار اصلاح هستیم، نه دنبال کردن هیجانی سقف ها.

شرایط ورود خرید

  • رژیم صعودی تایید شود. EMA20 بالای EMA50 و شیب ها مثبت
  • قیمت یک موج صعودی ساخته باشد و سپس اصلاح کند
  • اصلاح به ناحیه EMA20 یا بین EMA20 و EMA50 برسد
  • در ناحیه پولبک، یک سیگنال بازگشتی واضح تشکیل شود. مثل کندل پوشای صعودی یا پین بار صعودی یا شکست خط روند اصلاحی
  • ورود روی شکست سقف کندل سیگنال یا روی کلوز قدرتمند

شرایط ورود فروش

کاملا قرینه قبلی ولی با روند نزولی

این ستاپ ساده است، اما حرفه ای ها یک نکته اضافه می کنند. آنها کیفیت پولبک را می سنجند. پولبک باید منظم باشد. یعنی به جای ریزش شارپی و وحشیانه، باید اصلاح پله ای یا کانالی باشد. اصلاح های تند اغلب نشانه ضعف روند یا تغییر رژیم هستند.

ستاپ شماره دو، اسکوئیز و شکست با تایید روند

این ستاپ برای زمانی است که بازار انرژی جمع می کند و سپس حرکت انفجاری می دهد. اما ما آن را کورکورانه معامله نمی کنیم. فقط در جهت روند بزرگ تر.

شرایط:

  • رژیم رونددار تایید شود
    • BandWidthباندهای بولینگر به محدوده پایین تاریخی برسد. یعنی بازار در انقباض نوسان باشد
  • قیمت در یک تراکم واضح فشرده شود. مثل یک رنج باریک یا مثلث کوچک
  • شکست تراکم رخ دهد و همزمان باندها شروع به باز شدن کنند
  • ورود روی شکست سطح تراکم یا ورود روی پولبک به سطح شکسته شده

این ستاپ دو مزیت دارد.

در شکست های واقعی، حرکت بزرگ است و نسبت سود به ریسک عالی می شود.
در شکست های کاذب، حد ضرر معمولا کوچک و واضح است چون پشت تراکم قرار می گیرد.

بخش ششم، حد ضرر و نقطه بی اعتباری

معامله حرفه ای بدون تعریف بی اعتباری معنی ندارد. شما باید قبل از ورود بدانید دقیقا کجا اشتباه می شوید. نه اینکه بعد از ورود با احساسات تصمیم بگیرید.

در این برنامه، حد ضرر همیشه بر پایه ساختار بازار تعیین می شود و سپس با ATR کنترل می شود تا به نوسان احترام گذاشته شود.

قانون ساختاری

  • در خرید، حد ضرر زیر کف سوئینگ پولبک
  • در فروش، حد ضرر بالای سقف سوئینگ پولبک

قانون ATR برای جلوگیری از حد ضرر غیرمنطقی

  • حد ضرر نباید کمتر از ۱ تا ۱.۲ برابر ATR باشد، چون در غیر این صورت با یک نوسان معمولی از معامله بیرون می افتید.
  • حد ضرر نباید آنقدر بزرگ باشد که نسبت سود به ریسک را خراب کند. اگر فاصله حد ضرر بیش از مثلا ۲.۵ برابر ATR شد، ستاپ یا کیفیت ندارد یا تایم فریم شما مناسب نیست.

این ترکیب ساختار و نوسان، یکی از نقاطی است که برنامه را از نسخه های ساده بازار جدا می کند.

بخش هفتم، اندازه پوزیشن و مدیریت ریسک حرفه ای

اینجا جایی است که پولساز بودن واقعی ساخته می شود. حتی بهترین ستاپ ها بدون مدیریت ریسک می توانند حساب را نابود کنند.

ریسک ثابت درصدی

ریسک هر معامله ثابت و کوچک است. برای بیشتر معامله گران حرفه ای، بین ۰.۲۵ درصد تا ۱ درصد از سرمایه.

اگر شما واقعا می خواهید دوام بیاورید و از نظر روانی پایدار باشید، ۰.۵ درصد انتخاب عالی است. این مقدار اجازه می دهد حتی با ۱۰ باخت پشت سر هم، هنوز در بازی باشید.

فرمول اندازه پوزیشن

ریسک ریالی تقسیم بر فاصله حد ضرر

مثال مفهومی

سرمایه ۲۰ هزار

ریسک ۰.۵ درصد

ریسک هر معامله ۱۰۰

اگر حد ضرر ۲ دلار در طلا باشد و هر ۱ دلار حرکت برابر با مثلا X ارزش پولی پوزیشن باشد، حجم طوری تنظیم می شود که با فعال شدن حد ضرر، فقط ۱۰۰ دلار از دست برود.

هدف این است که اندازه معامله تابع احساس نباشد. تابع فاصله حد ضرر و ریسک مجاز باشد.

سقف ریسک روزانه و هفتگی

بدون سقف ریسک، شما در روزهای بد وارد مارپیچ انتقام می شوید. برنامه پولساز باید مکانیزم قطع خودکار داشته باشد.

قانون پیشنهادی

  • حداکثر ریسک روزانه ۱ تا ۱.۵ درصد
  • حداکثر ریسک هفتگی ۳ تا ۵ درصد

اگر به سقف روزانه رسیدید، معامله تمام است، حتی اگر ستاپ بعدی عالی به نظر برسد. این قانون شاید به ظاهر ضد پول باشد، اما در عمل یکی از پولسازترین قوانین دنیاست چون شما را از نابودی در روزهای بد نجات می دهد.

همبستگی و ریسک پرتفوی

بسیاری فکر می کنند اگر سه معامله باز کنند، ریسکشان همان ۰.۵ درصد است. اما اگر این سه معامله همبسته باشند، ریسک واقعی بیشتر است.

مثال:

خرید EURUSD و فروش DXY و خرید XAUUSD ممکن است در یک رژیم بازار، همگی در برابر دلار یک شرط مشابه باشند. اگر دلار ناگهان تقویت شود، هر سه ضربه می خورند.

قانون برنامه:

در معاملات همبسته، ریسک تجمعی محدود شود. مثلا مجموع ریسک باز روی خانواده دلار از ۱ درصد بیشتر نشود.

این بخش برای حرفه ای شدن حیاتی است و اغلب نادیده گرفته می شود.

بخش هشتم، مدیریت معامله و خروج

ورود فقط ۲۰ درصد بازی است. خروج ۸۰ درصد بازی است.

برنامه دو نوع خروج دارد. خروج محافظه کار و خروج روندی.

خروج محافظه کار

برای معامله گرانی که می خواهند نقد شوند و استرس کمتر داشته باشند.

قانون کلیدی:

  • وقتی قیمت به ۱R رسید، بخشی از سود گرفته می شود. مثلا ۳۰ تا ۵۰ درصد.
  • حد ضرر باقی پوزیشن به نقطه ورود منتقل می شود یا پشت ساختار جدید قرار می گیرد.

این روش نرخ برد را بالا می برد و فشار روانی را کاهش می دهد، اما ممکن است سودهای بزرگ را کمتر کند.

خروج روندی

برای پولساز شدن واقعی، باید اجازه دهید بعضی معاملات بزرگ شوند.

قانون کلیدی:

  • تا وقتی قیمت در جهت روند بالای EMA20 در روند صعودی باقی است، موقعیت نگه داشته می شود.
  • در روند نزولی، تا وقتی قیمت زیر EMA20 است نگه داشته می شود.

تریلینگ استاپ ساختاری

کف های بالاتر در صعود، سقف های پایین تر در نزول

این روش اجازه می دهد معاملات بزرگ چند برابر باخت ها شوند و امید ریاضی برنامه را بالا ببرند.

خروج اضطراری

اگر یک کندل خلاف جهت بسیار قوی همراه با افزایش نوسان و شکست ساختار کلیدی رخ دهد، خروج سریع مجاز است. این قانون برای محافظت از سرمایه در تغییر رژیم های ناگهانی است.

بخش نهم، شرایط عدم معامله

پولساز بودن به همان اندازه که به معامله کردن مربوط است، به معامله نکردن هم مربوط است.

این برنامه در این شرایط معامله نمی کند.

  • وقتی EMA20 و EMA50 در هم پیچیده اند و شیب ندارند
  • وقتی بولینگر باندها مدام بدون جهت باز و بسته می شوند و بازار رنج است
  • وقتی فاصله تا سطح خبری پرریسک خیلی کم است و رفتار قیمت نامنظم شده
  • وقتی اسپرد یا شرایط اجرای سفارش غیرعادی است
  • وقتی شما از نظر ذهنی در حالت نامناسب هستید. خستگی، عصبانیت، یا میل به جبران

این بخش شاید ساده به نظر برسد، اما عملا یکی از عوامل اصلی تفاوت بین حرفه ای و آماتور است.

بخش دهم، سنجش پولساز بودن با امید ریاضی

کلمه پولساز باید عددی شود. این کار با امید ریاضی یا Expectancy انجام می شود.

امید ریاضی یعنی میانگین سود هر معامله در بلندمدت

فرمول مفهومی:

امید ریاضی برابر است با درصد برد ضربدر میانگین برد، منهای درصد باخت ضربدر میانگین باخت

نکته پیشرفته:

شما لازم نیست نرخ برد بالا داشته باشید. حتی با نرخ برد ۴۰ درصد هم می توانید پولساز باشید، اگر میانگین سود شما از میانگین ضرر بزرگ تر باشد.

این برنامه معمولا در حالت درست اجرا، به سمت نرخ برد متوسط و نسبت سود به ریسک بالاتر متمایل است. یعنی تعداد معاملات کمتر، اما کیفیت بهتر و دنباله سودهای بزرگ.

بخش یازدهم، ژورنال و حلقه بهبود

برنامه ای که یاد نمی گیرد، می میرد. بازار تغییر می کند و شما باید با داده های خودتان تکامل پیدا کنید.

حداقل های ژورنال معاملاتی عبارت است از:

  • اسکرین شات قبل و بعد معامله
  • دلیل ورود بر اساس قوانین
  • ریسک و حجم
  • نتیجه به واحد R
  • یادداشت ذهنی درباره کیفیت اجرا

هر ۲۰ معامله یک بازبینی انجام می شود. نه بر اساس پول، بر اساس کیفیت اجرا و الگوهای خطا.

سه سوال کلیدی بازبینی این است که: 

  • آیا قوانین را درست اجرا کردم؟
  • کدام قانون بیشترین اثر را روی عملکرد داشت؟
  • کدام خطا بیشترین هزینه را ایجاد کرد؟

این نگاه سیستماتیک همان چیزی است که در ادبیات معامله گری حرفه ای هم تکرار می شود. شما باید تفاوت بین بدشانسی و بداجرا را بفهمید. بدون داده، ذهن شما همیشه داستان می سازد و شما را گمراه می کند.

بخش دوازدهم، چک لیست اجرایی برنامه

این بخش برنامه را واقعا قابل اجرا می کند.

قبل از معامله

  • رژیم بازار مشخص است یا نه
  • جهت مجاز معامله مشخص است یا نه
  • ستاپ یکی از دو ستاپ برنامه است یا نه
  • نقطه بی اعتباری واضح است یا نه
  • نسبت سود به ریسک حداقل قابل قبول است یا نه
  • ریسک تجمعی و همبستگی کنترل شده یا نه

حین معامله

  • حجم درست است یا نه
  • حد ضرر همان جایی است که باید باشد یا نه
  • تصمیم های خروج بر اساس قانون است یا احساس

بعد از معامله

  • نتیجه به R ثبت شد یا نه
  • کیفیت اجرا نمره گذاری شد یا نه

این چک لیست ساده است، اما دقیقا همین سادگی مانع از لغزش های احساسی می شود.

جمع بندی

یک برنامه معاملاتی ساده و پولساز یعنی برنامه ای که سه ویژگی داشته باشد.

اول، مزیت آماری قابل دفاع

دوم، مدیریت ریسک سخت گیرانه

سوم، قابلیت اجرای پایدار توسط انسان واقعی با احساسات واقعی

برنامه ای که معرفی شد، از نظر ابزارها ساده است. میانگین ها، بولینگر، ATR، و ساختار قیمت. اما از نظر فلسفه پیشرفته است چون بر پایه تشخیص رژیم، کنترل ریسک پرتفوی، خروج های روندی، و سنجش عملکرد بر پایه R طراحی شده است. این برنامه قرار نیست همیشه درست بگوید. قرار است وقتی درست می گوید، اجازه دهد سود بزرگ شود و وقتی غلط می گوید، ضرر کوچک بماند. این همان تعریف یک سیستم پولساز است.

اگر این برنامه را واقعا پولساز می خواهید، یک شرط دارد. اجرای بی نقص قوانین در ۱۰۰ معامله اول، حتی اگر سودتان کم باشد. چون در این ۱۰۰ معامله شما در حال ساختن مهم ترین دارایی هستید. اعتماد به سیستم و کنترل خود.

در بازار، پیچیدگی اغلب پوششی برای بی انضباطی است. سادگی واقعی یعنی نظم آهنی.

پرسش های متداول

  1. منظور از یک برنامه معاملاتی ساده و پولساز دقیقا چیست؟
    یعنی یک مجموعه قوانین محدود و شفاف که بتوان آن را بدون تفسیر شخصی اجرا کرد، و در عین حال امید ریاضی مثبت داشته باشد. پولساز بودن در اینجا به معنای سود تضمینی نیست. یعنی اگر همین قوانین را با ریسک ثابت و اجرای منظم در تعداد زیادی معامله اجرا کنید، میانگین نتیجه به نفع شما باشد.
  2. آیا این برنامه برای مبتدی ها مناسب است یا فقط برای حرفه ای ها؟
    از نظر قوانین و ابزارها ساده است و مبتدی هم می تواند یاد بگیرد. اما اجرای درست آن نیازمند نظم و صبر حرفه ای است. مبتدی ها معمولا در سه جا خطا می کنند. انتخاب رژیم بازار، رعایت حد ضرر، و پایبندی به سقف ریسک روزانه. اگر این سه مورد را جدی بگیرید، برنامه برای مبتدی هم قابل اجراست.
  3. بهترین تایم فریم برای این برنامه کدام است؟
    برای بیشتر معامله گران، H4 و Daily برای تشخیص جهت و H1 یا H4 برای ورود بهترین ترکیب است. تایم فریم های خیلی پایین نویز و شکست کاذب را زیاد می کنند و تایم فریم های خیلی بالا فرصت های کمتر می دهند. مهم تر از انتخاب تایم فریم، ثابت بودن تایم فریم است تا بتوانید عملکرد را درست اندازه گیری کنید.
  4. آیا می توان فقط با یک ستاپ معامله کرد و ستاپ دیگر را حذف کرد؟
    بله. اگر می خواهید برنامه ساده تر شود، فقط ستاپ پولبک به میانگین در روند را نگه دارید. ستاپ اسکوئیز را می توانید بعد از اینکه در اجرای ستاپ اول به ثبات رسیدید اضافه کنید. حذف ستاپ ها معمولا باعث بهبود انضباط و کاهش خطای تصمیم گیری می شود.
  5. حد ضرر را دقیقا کجا بگذاریم و چرا ATR وارد برنامه شده است؟
    حد ضرر باید پشت نقطه بی اعتباری ساختاری باشد، یعنی جایی که اگر قیمت به آن برسد، فرض شما درباره ستاپ غلط می شود. ATR برای این وارد برنامه شده که حد ضرر خیلی تنگ و غیرواقعی نشود. چون در لحظه های حساس، نوسان طبیعی بازار می تواند حد ضررهای کوچک را بدون اینکه تحلیل شما غلط باشد فعال کند.
  6. اگر پشت سر هم چند معامله ضررده دادیم، باید چه کار کنیم؟
    اول باید ببینید ضررها از اجرای غلط بوده یا از شرایط نامناسب بازار. اگر قوانین را درست اجرا کرده اید، اندازه ریسک را کم کنید و تا رسیدن به یک ستاپ کاملا واضح معامله نکنید. اگر قوانین را نقض کرده اید، مشکل استراتژی نیست، مشکل اجراست و باید به چک لیست برگردید. در هر دو حالت، سقف ریسک روزانه و هفتگی باید مانع ادامه دادن هیجانی شود.
  7. آیا انتقال حد ضرر به نقطه ورود بعد از 1R همیشه درست است؟
    نه همیشه. این کار نرخ برد را بالا می برد اما می تواند باعث خروج زودهنگام از معاملات روندی شود. اگر هدف شما شکار حرکت های بزرگ است، بهتر است به جای انتقال کامل به نقطه ورود، حد ضرر را پشت یک ساختار جدید یا با فاصله منطقی از EMA20 تریل کنید. انتخاب بین این دو روش باید با شخصیت روانی شما و نتایج بک تست هماهنگ باشد.
  8. چطور بفهمیم این برنامه واقعا پولساز است یا فقط در یک دوره جواب داده است؟
    پولساز بودن باید با داده سنجیده شود. شما باید حداقل 50 تا 100 معامله را با ثبت نتیجه به واحد R انجام دهید، سپس امید ریاضی را محاسبه کنید. اگر امید ریاضی مثبت بود و افت سرمایه قابل کنترل بود، برنامه برای شما قابلیت پولساز بودن دارد. اگر مثبت نبود، باید ببینید مشکل از فیلتر رژیم، کیفیت ستاپ، یا مدیریت خروج است.
  9. آیا می توان این برنامه را روی چند بازار همزمان اجرا کرد؟
    بله، اما باید ریسک همبستگی را کنترل کنید. اجرای همزمان روی چند دارایی بدون توجه به همبستگی، می تواند ریسک واقعی شما را چند برابر کند. قانون ساده این است که در دارایی های همسو از نظر دلار یا ریسک پذیری، مجموع ریسک باز از یک سقف مشخص بالاتر نرود.
  10. بزرگ ترین خطایی که باعث می شود برنامه های ساده پولساز نباشند چیست؟
    نقض قوانین مدیریت ریسک. بیشتر حساب ها نه به خاطر بد بودن ستاپ، بلکه به خاطر افزایش حجم پس از برد، انتقام بعد از باخت، جابجا کردن حد ضرر، و معامله کردن در بازارهای مبهم نابود می شوند. اگر ریسک ثابت، سقف ریسک روزانه، و نقطه بی اعتباری را رعایت کنید، حتی یک سیستم متوسط هم می تواند برای شما پولساز شود.