شاخص های اقتصادی فارکس: راهنمای جامع تحلیل برای معامله گران

شاخص های اقتصادی فارکس: راهنمای جامع تحلیل برای معامله گران

شاخص های اقتصادی فارکس: راهنمای جامع تحلیل برای معامله گران

در دنیای پویای معاملات فارکس، شاخص‌های اقتصادی نقشی اساسی در نوسانات بازار ارز دارند. معامله‌گران حرفه‌ای همواره چشم به انتشار آمارهای اقتصادی دوخته‌اند، چرا که هر تغییر در متغیرهای کلان می‌تواند بر ارزش ارز کشورها تاثیرگذار باشد. برای معامله‌گران مبتدی تا متوسط که با مفاهیم اقتصاد کلان آشنایی کمتری دارند، درک این شاخص‌ها قدمی ضروری به سوی تصمیم‌گیری‌های آگاهانه است. به عنوان مثال، رشد قابل‌توجه تولید ناخالص داخلی آمریکا یا افزایش نرخ تورم در منطقه‌ی یورو می‌تواند به سرعت مسیر حرکت جفت‌ارزها را تغییر دهد. در این مقاله ، به زبانی ساده اما دقیق، مهم‌ترین شاخص‌های اقتصادی را در ایالات متحده آمریکا، منطقه یورو، کانادا و ژاپن معرفی می‌کنیم و کاربرد هر یک در تحلیل بازار فارکس را با مثال‌های واقعی و داده‌های به‌روز بررسی خواهیم کرد.

هدف ما ارائه‌ی یک راهنمای کاربردی است که به شما کمک کند متوجه شوید چرا انتشار یک گزارش اشتغال قوی یا یک آمار تورم بالاتر از حد انتظار، می‌تواند نرخ برابری ارزها را جابجا کند. با یادگیری این شاخص‌ها و تاثیرشان، می‌توانید به عنوان یک معامله‌گر آگاه‌تر در بازار فارکس عمل کنید.

در ادامه، ابتدا مفهوم شاخص اقتصادی و دلیل اهمیت آن در بازارهای ارز را توضیح می‌دهیم و سپس به سراغ ده شاخص کلیدی می‌رویم. این شاخص‌ها شامل تولید ناخالص داخلی (GDP)، نرخ بیکاری، نرخ تورم (شاخص قیمت مصرف‌کننده)، شاخص مدیران خرید (PMI)، شاخص اعتماد مصرف‌کننده، آمار خرده‌فروشی، تراز تجاری و حساب جاری، نرخ بهره و سیاست پولی بانک‌های مرکزی، تولید صنعتی و شاخص‌های بخش مسکن هستند. برای هر کدام، ضمن تعریف شاخص, تازه‌ترین آمار مربوط به اقتصادهای آمریکا، اروپا، کانادا و ژاپن را ارائه کرده و نمونه‌های واقعی از تاثیر آنها بر بازار فارکس ذکر می‌کنیم. همچنین جدول‌ها یا لیست‌های مورد نیاز برای مقایسه بهتر داده‌ها را در بخش‌های مربوطه خواهیم آورد.

شاخص‌های اقتصادی چیست و چرا برای بازار فارکس مهم است؟

به‌طور کلی، شاخص‌های اقتصادی آمارها و گزارش‌هایی هستند که وضعیت سلامت اقتصادی یک کشور یا منطقه را نشان می‌دهند. این شاخص‌ها می‌توانند بر ابعاد مختلفی مانند رشد اقتصادی، تورم، اشتغال، مصرف و تولید یا تجارت خارجی دلالت کنند. هر شاخص اقتصادی در واقع بیانگر یک جنبه از عملکرد اقتصاد است. برای مثال، تولید ناخالص داخلی (GDP) نشان‌دهنده رشد یا رکود اقتصاد است، در حالی که نرخ تورم سرعت افزایش قیمت‌ها را مشخص می‌کند.

اما چرا معامله‌گران فارکس باید به این شاخص‌ها توجه کنند؟ پاسخ در تاثیر این آمار بر سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی و انتظارات سرمایه‌گذاران نهفته است. وقتی شاخص‌های اقتصادی یک کشور قوی‌تر از انتظار ظاهر شوند – مثلاً رشد اقتصادی بالاتر یا بیکاری کمتر – معمولاً تقاضا برای ارز آن کشور افزایش می‌یابد زیرا چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در آن اقتصاد جذاب‌تر می‌شود. از سوی دیگر، آمارهای ضعیف (مثلاً کاهش تولید یا تورم بسیار پایین) ممکن است باعث افت ارزش ارز شوند زیرا احتمال کاهش نرخ بهره یا ضعف بیشتر اقتصاد را بالا می‌برند.

به بیان ساده, شاخص‌های اقتصادی محرک‌های اساسی (Fundamental) بازار فارکس هستند. معامله‌گران با بررسی این داده‌ها سعی می‌کنند آینده سیاست‌های بانک مرکزی (مثل تصمیم به افزایش یا کاهش نرخ بهره) و جهت حرکت کلی ارز را پیش‌بینی کنند. برای نمونه، افزایش شدید تورم در ایالات متحده طی سال ۲۰۲۲ باعث شد فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) نرخ‌های بهره را به سرعت بالا ببرد، که این امر ارزش دلار آمریکا را تقویت کرد. برعکس، باقی‌ماندن تورم در سطوح نزدیک صفر طی سال‌های طولانی در ژاپن به بانک ژاپن اجازه داد نرخ بهره را بسیار پایین نگه دارد و همین عامل یکی از دلایل تضعیف ارزش ین ژاپن بوده است.

در نهایت، درک شاخص‌های اقتصادی یک مزیت رقابتی برای معامله‌گران فارکس محسوب می‌شود. با دانستن زمان انتشار این آمار (از طریق تقویم اقتصادی) و آگاهی از وضعیت فعلی اقتصادهای بزرگ، می‌توانید واکنش احتمالی بازار به اخبار را بهتر حدس بزنید. البته همیشه باید به یاد داشت که بازار تنها تحت تاثیر یک شاخص حرکت نمی‌کند، بلکه مجموعه‌ای از عوامل (از جمله رویدادهای ژئوپلیتیک، سیاست‌های پولی آینده و احساسات بازار(  در نوسانات ارز دخیل هستند. با این حال، شاخص‌های اقتصادی مانند قطب‌نما مسیر کلی را نشان می‌دهند.

در بخش‌های بعد، به صورت تفصیلی ۱۰ شاخص مهم را بررسی می‌کنیم:

۱. تولید ناخالص داخلی (GDP)

تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product) ارزش مجموع کالاها و خدمات نهایی تولیدشده در یک کشور طی یک دوره مشخص (معمولاً فصل یا سال) است. این شاخص مهم‌ترین معیار رشد اقتصادی محسوب می‌شود. رشد مثبت و قوی GDP نشان می‌دهد اقتصاد در حال گسترش است، در حالی که رشد منفی یا نزدیک صفر هشدار رکود یا کند شدن اقتصاد را می‌دهد. برای معامله‌گران فارکس، نرخ رشد GDP به عنوان دماسنج سلامتی اقتصاد یک کشور اهمیت زیادی دارد، زیرا رشد بالا معمولاً به جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تقویت ارز منجر می‌شود.

به عنوان مثال، اقتصاد آمریکا پس از پاندمی کووید در سال ۲۰۲۱ جهش قدرتمندی داشت و رشد سالانه GDP آن حدود ۵٫۷٪ بود (بالاترین نرخ رشد در چند دهه اخیر). این رشد قوی، همراه با انبساط سیاست پولی قبلی، زمینه را برای تورم بالا فراهم کرد و در نهایت فدرال رزرو را به سمت افزایش سریع نرخ بهره سوق داد که تقاضا برای دلار را افزایش داد. طبق جدیدترین برآوردهای صندوق بین‌المللی پول (IMF)، اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۲۴ نیز روند مثبتی داشته و انتظار می‌رود رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا حدود ۲٫۸٪ باشد که در میان اقتصادهای پیشرفته نرخ بالایی محسوب می‌شود و نشان‌دهنده‌ی تداوم قدرت مصرف‌کنندگان آمریکایی است. این امر یکی از دلایلی بوده که دلار آمریکا در سال‌های اخیر علی‌رغم فشارهای تورمی، همچنان عملکرد نسبتاً قدرتمندی در بازار ارز داشته است.

در مقابل، منطقه‌ی یورو با چالش‌های رشد دست‌وپنجه نرم می‌کند. رشد اقتصادی اروپا در سال ۲۰۲۳ ضعیف شد و به مرز رکود نزدیک گردید؛ عواملی چون بحران انرژی و جنگ در اوکراین به اقتصاد اروپا آسیب زدند. بر اساس آمار یورواستات، رشد GDP منطقه یورو در سال ۲۰۲۴ فقط حدود ۰٫۷٪ برآورد شده است که بسیار پایین‌تر از آمریکا است. حتی کشورهایی مانند آلمان – بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا – دوره‌هایی از رشد صفر یا منفی را تجربه کردند. این کندی رشد از دلایل تضعیف یورو در برابر دلار طی سال ۲۰۲۲ و اوایل ۲۰۲۳ بود، به طوری که در مقطعی ارزش یورو به برابری ۱:۱ با دلار رسید. با این حال، هر نشانه‌ای از بهبود رشد در اروپا می‌تواند به افزایش ارزش یورو کمک کند.

اقتصاد کانادا به عنوان همسایه نزدیک آمریکا نیز تحت تاثیر چرخه‌های اقتصادی جهانی است. رشد GDP کانادا در سال ۲۰۲۳ حدود ۱٫۵٪ بود که نسبت به سال ۲۰۲۲ (با رشد ۴٫۲٪ پس از بازگشایی اقتصاد) بسیار کندتر شده است. با این وجود، پیش‌بینی می‌شود با بهبود شرایط جهانی و حفظ قیمت نسبتا بالای کالاهای اساسی (نفت، مواد معدنی و … که اقلام مهم صادراتی کانادا هستند)، رشد اقتصاد این کشور در سال‌های آینده بهبود یابد. برای مثال دولت کانادا رشد سال ۲۰۲۵ را حدود ۲٫۵٪ پیش‌بینی کرده است. از آنجا که دلار کانادا (CAD) یک ارز کالامحور است، هرچه رشد اقتصادی کانادا با رونق صادرات کالا همراه شود، احتمال تقویت CAD بیشتر می‌شود.

ژاپن به عنوان سومین اقتصاد بزرگ جهان سال‌ها رشد بسیار کندی را تجربه کرده است. متوسط نرخ رشد GDP ژاپن در دهه‌های اخیر کمتر از ۱٪ بوده که ناشی از عوامل ساختاری مانند جمعیت پیر و بهره‌وری پایین است. پس از رکود ناشی از کووید، اقتصاد ژاپن در سال ۲۰۲۱ کمی رشد کرد اما در ۲۰۲۲ رشد سالانه آن کمتر از ۱٪ بود. برای سال ۲۰۲۴ نیز IMF رشد ژاپن را تنها ۰٫۳٪ پیش‌بینی کرده است که نشان‌دهنده تداوم رکود مزمن است. چنین رشد پایینی معمولاً به سیاست‌های پولی فوق‌العاده انبساطی (نرخ بهره صفر و تزریق نقدینگی) منجر می‌شود که ارزش ین ژاپن را تضعیف می‌کند. در واقع ضعف رشد و تورم پایین دو عامل اصلی بودند که دهه‌ها ارزش ین را در سطحی پایین نگه داشتند. البته هرگاه نشانه‌هایی از افزایش رشد در ژاپن دیده شود – مثلاً رشد فصلی ۰٫۷٪ در پایان ۲۰۲۴ – بازار احتمال تغییر سیاست‌های بانک ژاپن را در نظر می‌گیرد و می‌تواند به تقویت مقطعی ین منجر شود.

از منظر کاربردی، معامله‌گران فارکس باید به انتشار گزارش‌های فصلی GDP توجه کنند (این گزارش‌ها در آمریکا توسط دفتر تحلیل اقتصادی هر سه‌ماه یک‌بار منتشر می‌شود و در اروپا توسط یورواستات). سورپرایزهای GDP (اعدادی که فاصله زیادی با پیش‌بینی‌ها دارند) می‌توانند نوسانات کوتاه‌مدتی در ارز ایجاد کنند. برای مثال، اعلام رشد فراتر از انتظار در یک فصل، اغلب باعث تقویت ارز می‌شود چون بازار انتظار سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تر را خواهد داشت. البته GDP یک شاخص تاخیری است (زیرا وضعیت گذشته اقتصاد را نشان می‌دهد)، بنابراین اثر آن بیشتر در تأیید روندهای موجود است تا تغییر روند.

نکته برای معامله‌گران: به اختلاف رشد اقتصادی بین کشورها توجه کنید. مثلاً اگر آمریکا رشد بالاتری نسبت به اروپا دارد، در بلندمدت ممکن است دلار در برابر یورو عملکرد بهتری داشته باشد (مگر اینکه بازار قبلاً این تفاوت را کاملاً در قیمت‌ها لحاظ کرده باشد). همچنین به ترکیب رشد توجه کنید؛ رشد همراه با تورم کنترل‌شده معمولاً برای ارز مثبت است، اما رشد پایین همراه تورم بالا (رکود تورمی) می‌تواند اثر معکوس داشته باشد.

۲. نرخ بیکاری و آمار اشتغال

نرخ بیکاری درصد افراد جویای کار اما بدون شغل را در نیروی کار نشان می‌دهد و یکی از مهم‌ترین معیارهای وضعیت بازار کار است. همراه نرخ بیکاری، آمار اشتغال (تعداد مشاغل ایجاد‌شده در ماه یا فصل) تصویر کامل‌تری از سلامت بازار کار ارائه می‌دهد. برای اقتصادهایی مانند آمریکا، گزارش‌های اشتغال ماهانه (به‌ویژه گزارش NFP یا اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا) از تاثیرگذارترین رویدادهای تقویم اقتصادی برای بازار فارکس هستند.

دلیل اهمیت این شاخص روشن است: بازار کار قوی معمولاً به معنی اقتصاد قوی‌تر و احتمال فشار تورمی بالاتر است که می‌تواند منجر به افزایش نرخ بهره شود و ارز را تقویت کند؛ برعکس، افزایش بیکاری نشانه ضعف اقتصاد است و بانک مرکزی را به سیاست انبساطی (کاهش نرخ بهره) ترغیب می‌کند که ارزش ارز را پایین می‌آورد.

ایالات متحده در سال‌های اخیر بازار کار کم‌سابقه‌ای داشته است. نرخ بیکاری آمریکا پس از بحران کرونا (که برای مدت کوتاهی به حدود ۱۴٪ در آوریل ۲۰۲۰ جهش کرده بود) به سرعت روند نزولی یافت و در سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ در نزدیکی ۳٫۵٪ یعنی یکی از پایین‌ترین سطوح ۵۰ سال اخیر تثبیت شد. چنین نرخ بیکاری پایینی نشانگر اشتغال کامل یا نزدیک به کامل در اقتصاد آمریکا است. به طور متوسط در سال ۲۰۲۲ هر ماه بیش از ۴۰۰ هزار شغل جدید در آمریکا ایجاد شد و اگرچه این رقم در ۲۰۲۳ کمی کاهش یافت، اما همچنان بازار کار آمریکا بسیار داغ باقی ماند. این اشتغال قوی به فدرال رزرو اعتماد داد که می‌تواند برای مهار تورم بدون ضربه سنگین به بازار کار، نرخ بهره را بالا ببرد. نتیجه نیز تقویت ارزش دلار بود؛ چرا که سرمایه‌گذاران دیدند اقتصاد آمریکا علی‌رغم سیاست پولی انقباضی همچنان مقاوم است.

در اروپا، نرخ بیکاری به طور سنتی بالاتر از آمریکا است. با این حال در سال‌های اخیر نرخ بیکاری در منطقه یورو به کمترین مقادیر تاریخی خود رسید (حدود ۶٫۵٪ در سال ۲۰۲۲ و اوایل ۲۰۲۳). این کاهش بیکاری در اروپا تا حدی ناشی از بهبود پس از پاندمی و همچنین تغییرات جمعیتی (کاهش رشد جمعیت در سن کار) بوده است. برای نمونه، آلمان پیش از رکود سال ۲۰۲۳ نرخ بیکاری نزدیک به ۳٪ داشت که برای این کشور رقم بسیار پایینی است. هرچند با کند شدن اقتصاد اروپا در اواخر ۲۰۲۳، بیکاری در برخی کشورها کمی افزایش یافت، اما به طور کلی بازار کار اروپا نیز نسبتاً فشرده باقی مانده است. اثر این وضعیت بر یورو دوگانه بوده: از یک سو بیکاری پایین نشان‌دهنده اقتصاد مقاوم‌تر است که از یورو حمایت می‌کند، اما از سوی دیگر اگر رشد اقتصادی ناچیز باشد، بازار کار قوی به تنهایی تضمینی برای تقویت پایدار ارز نیست (زیرا سرمایه‌گذاران بیشتر به سیاست بانک مرکزی توجه می‌کنند که در اروپا عمدتاً معطوف به مهار تورم شده است)

کانادا نیز در اوایل ۲۰۲۳ نرخ بیکاری حدود ۵٪ را تجربه کرد که نزدیک پایین‌ترین سطوح چند دهه اخیر این کشور بود. اشتغال کانادا بعد از شوک ۲۰۲۰ رشد خوبی داشت و نرخ بیکاری از اوج ۱۳٪ در آن سال به ۵٪ کاهش یافت. بازار کار قوی یکی از دلایلی بود که بانک مرکزی کانادا (BoC) نیز مشابه فدرال رزرو، دست به افزایش نرخ بهره زد تا تورم را کنترل کند. از نیمه دوم ۲۰۲۳ اندکی ضعف در بازار کار کانادا مشاهده شد و بیکاری رو به افزایش ملایم گذاشت (تا حدود ۵٫۵٪ در ۲۰۲۴)، که اندکی فشار نزولی بر دلار کانادا وارد کرد. برای معامله‌گران جفت‌ارز USD/CAD، انتشار گزارش اشتغال ماهانه کانادا (که همزمان با NFP آمریکا اعلام می‌شود) یک رویداد مهم است؛ گاهی مشاهده شده در روز اعلام این آمار، اگر ارقام اشتغال کانادا بسیار بهتر از آمریکا باشد، USD/CAD افت کرده (به نفع تقویت CAD) و بالعکس.

ژاپن وضعیت متفاوتی دارد. نرخ بیکاری ژاپن سال‌ها است که بسیار پایین (حدود ۲٫۵٪ تا ۳% ) بوده و تغییرات چندانی نمی‌کند. دلیل این امر جمعیت سالخورده و کاهش نیروی کار است؛ عملاً بسیاری از کسب‌و‌کارهای ژاپنی با کمبود نیروی کار مواجه‌اند. بنابراین بازار به نرخ بیکاری ژاپن واکنش شدیدی نشان نمی‌دهد، مگر اینکه تغییری خلاف روند معمول رخ دهد. با این حال، از تعداد مشاغل و نسبت فرصت‌های شغلی به متقاضیان نیز به عنوان شاخص‌های بازار کار ژاپن استفاده می‌شود. در کل در مورد ین ژاپن، سایر عوامل (مثل تورم و سیاست بانک مرکزی) بسیار بیشتر از نرخ بیکاری بر ارزش ارز تاثیرگذارند، چرا که نرخ بیکاری تقریباً همیشه پایین است.

برای استفاده عملی، معامله‌گران باید تقویم اقتصادی را برای تاریخ‌های انتشار گزارش‌های اشتغال زیر نظر داشته باشند. گزارش NFP آمریکا (که معمولاً اولین جمعه هر ماه منتشر می‌شود) به ویژه دارای نوسان‌زایی بالاست. اگر عدد NFP خیلی بالاتر از انتظار بیاید (مثلاً ایجاد 300k شغل در ماه در حالی‌که انتظار 150k بود)، دلار آمریکا معمولاً جهش می‌کند چون بازار پیش‌بینی می‌کند فدرال رزرو احتمالأ سیاست انقباضی‌تری اتخاذ خواهد کرد. عکس این نیز صادق است: اشتغال ضعیف‌تر از انتظار می‌تواند به تضعیف دلار بینجامد. بنابراین بهتر است در زمان انتشار این اخبار، مدیریت ریسک (مثلاً استفاده از حد ضرر) را جدی بگیرید. همچنین توجه کنید که گاهی جزئیات گزارش مثل رشد دستمزدها نیز مهم است؛ افزایش سریع دستمزدها می‌تواند تورم‌زا باشد و حتی اگر تعداد مشاغل کمتر از انتظار شود، رشد بالای دستمزد ممکن است اثر مثبتی بر ارز بگذارد.

۳. تورم (شاخص‌های قیمت مصرف‌کننده  CPI)

تورم به معنای افزایش سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در اقتصاد طی زمان است. رایج‌ترین معیار سنجش تورم، شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) است که تغییرات قیمت یک سبد کالاها و خدمات مصرفی را اندازه‌گیری می‌کند. برای بانک‌های مرکزی، کنترل تورم یکی از اهداف اصلی است (اکثر بانک‌های مرکزی هدف تورمی حدود ۲٪ دارند). بنابراین گزارش‌های تورم از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده جهت سیاست پولی هستند و مستقیماً بر بازار ارز تاثیر می‌گذارند.

اگر تورم بالاتر از حد هدف و در حال افزایش باشد، بانک مرکزی معمولاً با افزایش نرخ بهره واکنش نشان می‌دهد تا تقاضا را کاهش داده و تورم را مهار کند؛ افزایش نرخ بهره نیز جذابیت دارایی‌های آن کشور را بیشتر کرده و موجب تقویت ارز می‌شود. در مقابل، تورم بسیار پایین یا منفی (deflation) ممکن است بانک مرکزی را به کاهش نرخ بهره یا اجرای سیاست‌های انبساطی مانند چاپ پول سوق دهد که ارزش ارز را تضعیف می‌کند.

تحولات تورم در سال‌های اخیر بسیار قابل توجه بوده‌اند. پس از دوره‌ای نسبتاً طولانی از تورم پایین، در پی شوک‌های پاندومی کرونا و سیاست‌های پولی و مالی انبساطی، نرخ تورم در بسیاری از کشورها طی ۲۰۲۱-۲۰۲۲ جهش کرد.

در ایالات متحده، تورم سالانه (CPI) که اوایل ۲۰۲۱ در حدود ۲٪ بود، در ژوئن ۲۰۲۲ به اوج ۹٫۱٪ رسید که بالاترین سطح در ۴۰ سال اخیر محسوب می‌شد. این تورم بالا فشار زیادی بر فدرال رزرو وارد کرد تا با سرعت و شدت بی‌سابقه‌ای نرخ بهره را افزایش دهد (در مجموع بیش از ۵ درصد افزایش طی مارس ۲۰۲۲ تا جولای ۲۰۲۳). نتیجه این سیاست سخت‌گیرانه پولی، همراه با بهبود زنجیره تامین، آن شد که تورم آمریکا در طول سال ۲۰۲۳ روند کاهشی یافت. بر اساس گزارش رسمی اداره آمار کار آمریکا, نرخ تورم سالانه (۱۲ ماهه) در آوریل ۲۰۲۵ به حدود ۲٫۳٪ کاهش یافته که پایین‌ترین میزان از ابتدای ۲۰۲۱ است. این ارقام نشان می‌دهد تورم آمریکا تا حد زیادی مهار شده و به هدف ۲٪ نزدیک شده است. چنین افت چشمگیری – از ۹٪ به حدود ۲٪ – باعث شده بازارها انتظار داشته باشند فدرال رزرو دوره افزایش نرخ بهره را متوقف کرده و شاید در اواخر ۲۰۲۵ به سمت کاهش نرخ‌ها برود. در نتیجه، دلار آمریکا که در ۲۰۲۲ با تورم بالا و افزایش نرخ بهره تقویت شده بود، در ۲۰۲۳ اندکی از اوج خود عقب‌نشینی کرد چرا که تورم مهار شده، انگیزه کمتری برای سیاست انقباضی بیشتر باقی می‌گذارد.

اروپا نیز با تاخیر اندکی همان مسیر تورمی آمریکا را طی کرد. تورم در منطقه یورو که سال‌ها حول ۱٪ بود، در اواخر ۲۰۲۲ به رکورد تاریخی ۱۰٫۶٪ رسید (اکتبر ۲۰۲۲). علت این جهش، علاوه بر سیاست‌های انبساطی دوران کرونا، شوک شدید قیمت انرژی پس از جنگ اوکراین بود که هزینه سوخت و برق را در اروپا سرسام‌آور کرد. بانک مرکزی اروپا (ECB) که تا قبل از آن سیاست نرخ بهره منفی داشت، ناچار به افزایش سریع نرخ‌ها شد و طی سال ۲۰۲۲-۲۰۲۳ نرخ بهره را از ۰- منفی به حدود ۳٫۷۵٪ رساند.

خوشبختانه از اواخر ۲۰۲۳ تورم اروپا روند کاهشی گرفت؛ چنانکه نرخ تورم سالانه منطقه یورو در نوامبر ۲۰۲۴ به ۲٫۲٪ رسید که تقریبا به محدوده هدف ECB بازگشته است. این کاهش تورم عمدتاً به دلیل افت قیمت انرژی و اثر سیاست‌های پولی انقباضی بوده است. برای یورو، تورم بالا در ۲۰۲۲ ابتدا اثر منفی داشت (چون اقتصاد را آسیب‌پذیر کرد)، اما زمانی که ECB واکنش نشان داد و نرخ‌ها را بالا برد، یورو از اواخر ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ از کف خود (حدود ۰٫۹۸ دلار) مجدداً به سطوح بالاتر (بالای ۱٫۱۰ دلار) صعود کرد. در مجموع، برای معامله‌گران EUR/USD لازم است هر ماه نرخ‌های تورم (به‌ویژه شاخص قیمت مصرف‌کننده هماهنگ یا HICP) در اروپا را دنبال کنند، چون مستقیماً بر سیاست ECB و بنابراین بر ارزش یورو تاثیر می‌گذارد.

کانادا نیز از موج تورمی در امان نبود. تورم سالانه کانادا در ژوئن ۲۰۲۲ به ۸٫۱٪ رسید که بالاترین میزان در ۴۰ سال اخیر این کشور بود. بانک مرکزی کانادا واکنش نشان داد و مشابه فدرال رزرو نرخ بهره را سریعاً از ۰٫۲۵٪ به حدود ۴٫۵٪ در ابتدای ۲۰۲۳ افزایش داد. نتیجه این شد که تورم کانادا هم کاهش یافت و در مارس ۲۰۲۵ به ۲٫۳٪ رسید که تقریباً در محدوده هدف ۲٪ قرار دارد. کاهش تورم اجازه داد بانک مرکزی کانادا پس از اوایل ۲۰۲۳ افزایش نرخ را متوقف کند. اثر این تحولات بر دلار کانادا پیچیده بود: در ۲۰۲۲ با اوج گرفتن تورم و افزایش نرخ بهره، CAD در برابر دلار آمریکا نسبتاً قدرتمند باقی ماند و اجازه نداد USD/CAD بیش از حد تضعیف شود؛ اما در ۲۰۲۳ با افت تورم و توقف افزایش نرخ بهره (در حالی که فدرال رزرو اندکی دیگر نرخ‌ها را بالا برد), برتری نرخ بهره آمریکا کمی CAD را تضعیف کرد. بنابراین در جفت ارز USD/CAD, اختلاف تورم و سیاست پولی آمریکا و کانادا عامل کلیدی است که معامله‌گران باید رصد کنند.

اما از همه جالب‌تر، تحول تورم در ژاپن است. ژاپن دهه‌ها با تورم بسیار پایین یا منفی دست‌به‌گریبان بود (اصطلاحاً اقتصاد ژاپن دچار رکود تورمی مزمن بود). ولی در پی افزایش هزینه واردات انرژی و سیاست فوق انبساطی بانک مرکزی ژاپن، بالاخره تورم این کشور در ۲۰۲۲ از مرز ۲٪ عبور کرد. تورم سالانه ژاپن در سال ۲۰۲۳ به حدود ۳ تا ۴٪ رسید که بالاترین سطح در چندین دهه بود. مثلاً در ژانویه ۲۰۲۳ و مجدداً ژانویه ۲۰۲۵ تورم ژاپن تا ۴٪ افزایش یافت. این تحولی مهم بود زیرا بازار شروع به گمانه‌زنی کرد که شاید بانک ژاپن ناچار شود پس از سال‌ها سیاست صفر درصدی، نرخ بهره را اندکی افزایش دهد یا سیاست کنترل منحنی بازده را تعدیل کند. همین انتظارات در مقاطعی باعث تقویت موقتی ین شد. با این حال، تا به امروز بانک ژاپن تغییر اساسی در نرخ بهره نداده و معتقد است تورم ژاپن بیشتر ناشی از عوامل موقتی (مثل گران شدن واردات) است. در هر صورت، اگر تورم ژاپن بالاتر از انتظار برود، معامله‌گران باید احتمال تغییر لحن بانک ژاپن را در نظر بگیرند که می‌تواند روند تضعیف ین را معکوس کند.

برای دنبال‌کردن تورم، شاخص‌های ماهانه CPI (و در برخی کشورها PPI یا شاخص قیمت تولیدکننده) باید زیر نظر گرفته شوند. معمولاً بازار بیشترین واکنش را به تورم آمریکا نشان می‌دهد، چرا که دلار ارز ذخیره‌ای جهان است و سیاست فدرال رزرو همه بازارها را متاثر می‌کند. به عنوان نمونه، در اکتبر ۲۰۲۲ وقتی CPI آمریکا بالاتر از انتظار منتشر شد، بازارها سقوط شدیدی را تجربه کردند و ارزش دلار افزایش یافت، چون انتظار می‌رفت فدرال رزرو نرخ‌ها را تندتر بالا ببرد. برعکس، گزارش‌های CPI آمریکا در اواخر ۲۰۲۳ که پی‌درپی پایین‌تر از پیش‌بینی‌ها بودند، جرقه‌ی رالی صعودی بازار سهام و تضعیف دلار را زدند چون سرمایه‌گذاران به توقف افزایش نرخ بهره امیدوار شدند. بنابراین آگاهی از روند تورم و فاصله آن با هدف بانک مرکزی بسیار حیاتی است.

نکته: علاوه بر شاخص تیتر (Headline CPI) که کل اقلام را شامل می‌شود، توجه به تورم هسته (Core CPI) نیز مهم است؛ تورم هسته که قیمت انرژی و مواد غذایی را کنار می‌گذارد، پایه پایدارتر تورم را نشان می‌دهد. بانک‌های مرکزی معمولاً تمرکز ویژه‌ای روی تورم هسته دارند. اگر تورم تیتر به خاطر افت قیمت انرژی کاهش یابد اما تورم هسته همچنان بالا باشد، بانک مرکزی ممکن است همچنان سیاست انقباضی را حفظ کند (این وضعیتی است که اروپا در ۲۰۲۳ داشت؛ تورم کل کاهش یافت اما تورم هسته بالا ماند و ECB را نگران نگه داشت)

۴. شاخص مدیران خرید (PMI)

شاخص مدیران خرید (Purchasing Managers’ Index – PMI) یک شاخص پیشرو برای سنجش سلامت بخش‌های تولیدی و خدماتی اقتصاد است. این شاخص از طریق نظرسنجی ماهانه از مدیران شرکت‌ها به دست می‌آید و سطح فعالیت اقتصادی را در ماه جاری تخمین می‌زند. PMI عددی بین ۰ تا ۱۰۰ است که بالای ۵۰ نشانه رشد (انبساط) و زیر ۵۰ نشانگر کاهش (انقباض) فعالیت اقتصادی نسبت به ماه قبل است. دو نوع PMI اصلی داریم: PMI بخش تولیدی (Manufacturing PMI) و PMI بخش خدمات؛ گاهی نیز PMI ترکیبی (Composite) منتشر می‌شود که هر دو بخش را دربر می‌گیرد. از آنجا که PMI جلوتر از بسیاری آمارهای رسمی (مثل GDP) روند اقتصاد را نشان می‌دهد، برای بازارهای مالی بسیار حائز اهمیت است و می‌تواند انتظارات را درباره وضعیت اقتصاد و سیاست پولی شکل دهد.

در ایالات متحده دو نهاد مهم PMI را گزارش می‌کنند: یکی موسسه مدیریت عرضه (ISM) که PMI تولیدی و خدماتی آمریکا را اعلام می‌کند، و دیگری شاخص‌های S&P Global (مارکیت سابق).  PMI تولیدی ISM به‌ویژه زیر نظر معامله‌گران است. مثلاً در سال ۲۰۱۹ (پیش از پاندمی) کاهش PMI تولیدی آمریکا به زیر ۵۰ برای چند ماه پیاپی زنگ خطر رکود را به صدا درآورد و منجر به تضعیف دلار و افت بازار سهام شد. در دوران پساکرونا، PMI‌ها نوسانات شدیدی داشتند: ابتدا در اوایل ۲۰۲۰ PMI تولیدی آمریکا به کف تاریخی نزدیک ۴۱ سقوط کرد (به دلیل تعطیلی اقتصاد) و سپس با بازگشایی اقتصاد به بالای ۶۰ در ۲۰۲۱ صعود کرد که نشان از رشد سریع داشت. در ۲۰۲۲ دوباره PMI بخش تولید تحت تاثیر سیاست‌های انقباضی افت کرد. در واقع از اواخر ۲۰۲۲ و طی ۲۰۲۳، PMI تولیدی آمریکا اکثر ماه‌ها زیر ۵۰ بوده که حاکی از انقباض در صنعت است. PMI خدمات بهتر بوده ولی آن هم فراز و نشیب داشته است.

معامله‌گران فارکس به این داده‌ها واکنش نشان می‌دهند: به طور معمول، PMI قوی‌تر از انتظار (مثلاً جهش از ۴۸ به ۵۲ در یک ماه) موجب تقویت دلار می‌شود زیرا حاکی از رشد اقتصادی بالاتر و احتمال سیاست پولی انقباضی‌تر است, و PMI ضعیف باعث فشار بر دلار خواهد شد.

در اروپا، شاخص‌های PMI توسط موسسه S&P Global برای کشورهای مختلف و منطقه یورو گزارش می‌شوند. این شاخص‌ها برای اقتصاد اروپا بسیار کلیدی‌اند چون داده‌های رسمی (مانند تولید صنعتی یا GDP) با تاخیر بیشتری می‌آیند. در نیمه دوم سال ۲۰۲۲ و سال ۲۰۲۳، PMI تولیدی و حتی خدمات منطقه یورو برای دوره‌های قابل توجهی زیر ۵۰ قرار گرفت که نشان‌دهنده مشکلات اقتصادی بود. به ویژه PMI ترکیبی منطقه یورو در نوامبر ۲۰۲۴ به عدد ۴۸٫۱ سقوط کرد که عمیق‌ترین افت از ابتدای آن سال بود و بیانگر آغاز رکود خفیف در اروپا تلقی شد. در همان زمان، ارزش یورو در بازار فارکس تضعیف گردید و به پایین‌ترین سطح دوساله خود رسید، چرا که سرمایه‌گذاران نگران شدند اروپا وارد دوران رکود شود. این مثال نشان می‌دهد افت PMI چگونه می‌تواند انتظارات را تحت تاثیر قرار دهد: وقتی PMI افت می‌کند، بازار حدس می‌زند بانک مرکزی ممکن است از افزایش بیشتر نرخ بهره صرف‌نظر کند یا حتی به فکر کاهش نرخ بیفتد تا اقتصاد را حمایت کند؛ بنابراین ارز تضعیف می‌شود.

در بریتانیا نیز (که اگرچه جزو منطقه یورو نیست، اما PMI آن برای پوند مهم است) روند مشابهی دیده شد؛ PMI‌های ضعیف پوند را تحت فشار گذاشتند. اما تمرکز ما در این مقاله بر چهار ارز اصلی دیگر است.

کانادا نیز شاخص PMI مخصوص به خود (به نام PMI مدیریت تدارکات یا Markit Canada) را دارد. هرچند CAD بیشتر تحت تاثیر قیمت کالاهای اساسی و اقتصاد آمریکا است, ولی PMI کانادا اگر تغییرات عمده داشته باشد می‌تواند بر انتظارات پیرامون سیاست بانک مرکزی کانادا اثر بگذارد. مثلاً افت PMI ساخت‌وساز یا تولیدی کانادا علامتی از کاهش سرمایه‌گذاری و تولید است که می‌تواند به رشد کمتر و فشار تورمی کمتر منجر شود و احتمال کاهش نرخ بهره را افزایش دهد؛ در نتیجه ممکن است برای دلار کانادا منفی باشد.

ژاپن نیز PMI تولیدی و خدماتی دارد (منتشرشده توسط au Jibun Bank/S&P Global) در سال‌های اخیر PMI تولیدی ژاپن اغلب حول و حوش ۵۰ نوسان کرده است. چون اقتصاد ژاپن بسیار متکی به صادرات صنعتی است، کاهش PMI تولیدی به زیر ۵۰ معمولاً با افت سفارشات خارجی همراه است و سیگنال ضعف اقتصاد جهانی یا کاهش رقابت‌پذیری صنایع ژاپن است. با این حال واکنش ین به PMI شاید مستقیم و بزرگ نباشد مگر آنکه تغییر PMI خیلی شدید یا غیرمنتظره باشد. مثلاً اگر PMI ژاپن از ۵۲ به ۴۷ سقوط کند، بازار احتمالاً انتظار تشویق‌های اقتصادی بیشتری از سوی دولت یا بانک مرکزی خواهد داشت که می‌تواند به تضعیف ین منجر شود.

در مجموع، PMI‌ها به عنوان شاخص‌های پیشرو بسیار ارزشمندند. معامله‌گران زیرک معمولاً پیش از اعلام ارقام GDP یا تولید صنعتی، با نگاه به روند PMI حدس می‌زنند اقتصاد به کدام سمت می‌رود. توصیه می‌شود ارقام ۵۰ را برای PMI جدی بگیرید: عبور PMI از زیر ۵۰ به بالای ۵۰ یا بالعکس معمولاً رویداد مهمی است. همچنین فاصله PMI از ۵۰ (عمق منطقه انقباض یا انبساط) هم مهم است. اگر یک اقتصاد PMI‌های زیر ۴۵ را برای چند ماه متوالی ببیند، تقریباً به طور قطع وارد رکود خواهد شد. در آن صورت, ارز آن کشور احتمالاً تحت فشار فروش قرار می‌گیرد (مگر اینکه قبلاً ارزشش کاهش زیادی یافته باشد).

۵. شاخص اعتماد مصرف‌کننده

اعتماد مصرف‌کننده بیانگر میزان خوش‌بینی یا بدبینی خانوارها نسبت به وضعیت اقتصادی فعلی و آینده است. این شاخص از طریق نظرسنجی از مصرف‌کنندگان به دست می‌آید و چون میزان خرج‌کردن مردم را در آینده نزدیک پیش‌بینی می‌کند، یک شاخص پیشرو برای مصرف خصوصی (که موتور محرک GDP در بسیاری اقتصادهاست) محسوب می‌شود. اگر مصرف‌کنندگان نسبت به آینده اطمینان داشته باشند, احتمالاً پول بیشتری خرج می‌کنند و اقتصاد رونق می‌گیرد؛ برعکس، افت اعتماد باعث احتیاط در خرج و پس‌انداز بیشتر می‌شود که رشد اقتصادی را کند می‌کند. بنابراین تغییرات این شاخص می‌تواند بر چشم‌انداز رشد و در نتیجه بر سیاست پولی و ارز تاثیرگذار باشد.

در آمریکا دو شاخص اصلی برای سنجش احساسات مصرف‌کننده وجود دارد: شاخص اعتماد مصرف‌کننده کنفرانس بورد (Conference Board) و شاخص تمایلات مصرف‌کننده دانشگاه میشیگان. هر دوی این‌ها به طور ماهانه منتشر می‌شوند. در سال ۲۰۲۲، با اوج گرفتن تورم و افزایش شدید قیمت بنزین و مواد غذایی، شاخص احساسات مصرف‌کننده دانشگاه میشیگان به پایین‌ترین سطح تاریخ خود رسید و در ژوئن ۲۰۲۲ عددی حدود ۵۰ را ثبت کرد که نشان‌دهنده نگرانی عمیق مردم از تورم و احتمال رکود بود.

این افت شدید اعتماد مصرف‌کننده هشداری جدی برای سیاست‌گذاران بود و همزمان در بازار فارکس نیز به عنوان نشانه‌ای از احتمال کاهش تقاضای داخلی آمریکا تلقی شد که می‌توانست رشد را کُند کند؛ این امر اندکی از فشار بر فدرال رزرو برای افزایش نرخ بیشتر کاست و در نتیجه رشد افسارگسیخته دلار در نیمه دوم ۲۰۲۲ موقتا متوقف شد. سپس با کاهش قیمت سوخت و آرام‌تر شدن تورم، اعتماد مصرف‌کننده در ۲۰۲۳ نسبتاً بهبود یافت (شاخص میشیگان از کف ۵۰ به حدود ۶۵ تا ۷۰ واحد برگشت). البته در اوایل ۲۰۲۵، دوباره افتی در این شاخص مشاهده شد و مثلاً در آوریل ۲۰۲۵ به حوالی ۵۰٫۸ که کمترین از زمان رکورد پایین ۲۰۲۲ بود رسید. این نوسانات نشان می‌دهد چقدر تورم، نرخ بهره و نااطمینانی‌های اقتصادی روی احساسات عمومی تاثیر دارد.

اروپا نیز نظرسنجی‌های مشابهی انجام می‌دهد؛ شاخص اعتماد اقتصادی و مصرف‌کننده توسط کمیسیون اروپا منتشر می‌شود. در منطقه یورو این شاخص در سال ۲۰۲۲ به شدت افت کرد و به پایین‌ترین سطوح از زمان بحران بدهی اروپا رسید, زیرا خانوارهای اروپایی با شوک هزینه زندگی (افزایش قبوض انرژی و مواد غذایی) روبرو بودند. کشورهای اروپایی مانند آلمان و ایتالیا کاهش شدید شاخص اطمینان مصرف‌کننده را تجربه کردند. با این حال، از اواسط ۲۰۲۳ با کاهش قیمت گاز و مداخله دولت‌ها (یارانه انرژی)، اعتماد مصرف‌کننده اندکی بازگشت کرده است اما هنوز کاملاً به سطح قبل از بحران نرسیده است. برای یورو, بهبود یا وخامت اعتماد مصرف‌کننده اهمیت دارد زیرا مصرف‌کنندگان اروپایی اگر بدبین باشند، خرج کمتری می‌کنند و اقتصاد دچار رکود می‌شود که برای یورو منفی است.

در ژاپن، شاخص اعتماد مصرف‌کننده (Japan Consumer Confidence Index) به طور ماهانه اعلام می‌شود. این شاخص سال‌ها است که در ژاپن نسبتاً پایین (زیر ۵۰) باقی مانده که منعکس‌کننده فضای نه چندان خوشبینانه مصرف‌کنندگان ژاپنی به خاطر رشد اقتصادی کُند و نگرانی‌های بلندمدت (مثل جمعیت پیر و مالیات‌ها) است. هرگونه بهبود محسوس در این شاخص می‌تواند نشانه‌ای مثبت برای اقتصاد ژاپن باشد و شاید انتظارات تورمی را نیز بالا ببرد که ین را تقویت کند. اما به طور کلی، بازار فارکس کمتر به شاخص اعتماد ژاپن واکنش نشان می‌دهد مگر در شرایط خاص.

در کانادا و سایر کشورهای مورد بحث نیز نظرسنجی‌هایی برای اعتماد مصرف‌کننده وجود دارد (مثلاً شاخص اعتماد مصرف‌کننده توسط هیئت کنفرانس کانادا). تاثیر آنها بر بازار ارز کمتر از آمریکا است, اما باز هم روند کلی این شاخص‌ها مهم است. اگر اعتماد مصرف‌کننده در کانادا افت شدیدی کند، معامله‌گران ممکن است آن را به معنای کاهش هزینه‌کرد خانوار و رشد کمتر GDP تعبیر کنند و پیش‌بینی کاهش نرخ بهره توسط بانک مرکزی کانادا را جلو بیندازند که می‌تواند ارزش دلار کانادا را کمی تضعیف کند.

برای معامله‌گران، معمولاً تغییرات بزرگ در شاخص‌های اعتماد مصرف‌کننده جالب توجه است. مثلا اگر ببینیم اعتماد مصرف‌کننده آمریکا طی چند ماه ۲۰ واحد سقوط کرده، این زنگ خطری است که مصرف – که ~70٪ اقتصاد آمریکا را تشکیل می‌دهد – احتمالاً افت خواهد کرد. واکنش منطقی در آن شرایط می‌تواند کاهش ارزش دلار (به دلیل انتظار رشد پایین‌تر و احتمال سیاست پولی آسان‌تر) باشد.

جمع‌بندی کاربردی: شاخص‌های احساسات (اعم از مصرف‌کننده یا کسب‌وکار) به ما سرنخ می‌دهند که در آینده نزدیک چه اتفاقی برای اقتصاد ممکن است بیفتد. از آنجا که بازارها آینده‌نگر هستند، این داده‌ها را دست‌کم نگیرید. مخصوصاً در شرایط بحرانی یا دوره‌های گذار (turning points) اقتصاد، شاخص اعتماد مصرف‌کننده می‌تواند سریع‌تر از آمارهای سخت مثل GDP تغییر جهت دهد و پیش‌نگر خوبی باشد.

۶. آمار خرده‌فروشی (فروش بخش Retail)

خرده‌فروشی معیاری از ارزش فروش فروشگاه‌ها و خرده‌فروشان یک کشور در طی یک دوره معین (معمولاً ماهانه) است. این شاخص در واقع بخشی از هزینه‌های مصرف‌کننده را پوشش می‌دهد و بنابراین نمایانگر قدرت خرج کردن مردم و وضعیت تقاضای داخلی است. چون مصرف خانوار بخش عمده‌ای از GDP را تشکیل می‌دهد (مثلاً حدود ۷۰٪ در آمریکا), تغییرات آمار خرده‌فروشی می‌تواند بر برآورد رشد اقتصادی و به دنبال آن بر سیاست پولی و ارز تاثیرگذار باشد.

گزارش خرده‌فروشی آمریکا هر ماه توسط اداره آمار سرشماری منتشر می‌شود و یکی از شاخص‌های پُرنوسان بازار است. این گزارش اغلب در میانه ماه (حدود دو هفته پس از پایان ماه میلادی) منتشر می‌شود.

مثال قابل توجه, جهش خرده‌فروشی آمریکا در ژانویه ۲۰۲۳ بود: پس از چند ماه افت در اواخر ۲۰۲۲, در ابتدای ۲۰۲۳ فروش خرده‌فروشی ناگهان ۳٪ نسبت به ماه قبل افزایش نشان داد که بالاترین رشد ماهانه در تقریباً دو سال بود. این رشد غیرمنتظره حاکی از آن بود که با وجود تورم بالا و نرخ‌های بهره در حال افزایش، مصرف‌کنندگان آمریکایی همچنان قدرت خرید خود را حفظ کرده‌اند. واکنش بازار به این خبر آن بود که احتمال رکود فوری را کمتر دانستند و برعکس گمان کردند فدرال رزرو ممکن است فضای بیشتری برای ادامه افزایش نرخ بهره داشته باشد تا زمانی که تقاضا واقعاً سرد شود. در نتیجه, دلار آمریکا پس از انتشار این گزارش تقویت شد و سود اوراق خزانه بالا رفت، زیرا معامله‌گران مسیر نرخ‌های بهره را اندکی بالاتر تصور کردند. این نمونه نشان می‌دهد گزارش خرده‌فروشی چگونه می‌تواند مستقیماً انتظارات را تعدیل کند.

از سوی دیگر، کاهش خرده‌فروشی می‌تواند علامتی از ضعف مصرف‌کننده باشد. مثلاً اگر فروش فروشگاه‌ها برای دو سه ماه پیاپی کاهش یابد, نشان می‌دهد مردم کمتر خرج می‌کنند که یا به دلیل کاهش قدرت خرید (تورم/درآمد واقعی کمتر) یا نگرانی از آینده است. چنین وضعیتی معمولاً پیش‌درآمدی برای کاهش رشد GDP خواهد بود و بنابراین بازار ممکن است در واکنش به افت مداوم خرده‌فروشی، ارز مربوطه را تحت فشار قرار دهد. برای نمونه, در پایان ۲۰۲۲ با کاهش فروش تعطیلات در آمریکا, برخی تحلیلگران زنگ خطر رکود را به صدا درآوردند و دلار بخشی از دستاوردهای خود را از دست داد.

در منطقه یورو نیز آمار خرده‌فروشی (ماهانه توسط یورواستات) منتشر می‌شود. این آمار البته نوسان بیشتری دارد و تفسیرش دشوارتر است، زیرا کشورهای مختلف با الگوهای مصرفی متفاوت را تجمیع می‌کند. با این حال، روند کلی آن مهم است. در ۲۰۲۲, حجم خرده‌فروشی در اروپا رو به کاهش گذاشت چون تورم بالا قدرت خرید مردم را تحلیل برد. به ویژه فروش اقلام غیرغذایی افت کرد. این موضوع یکی از دلایلی بود که اقتصاد اروپا رشد ضعیفی داشت و یورو تضعیف شد. اگر در ۲۰۲۴-۲۰۲۵ کاهش تورم باعث رشد مجدد مصرف شود، می‌تواند از یورو حمایت کند. معامله‌گران می‌توانند این را از آمار خرده‌فروشی رصد کنند که آیا بالاخره پس از یک دوره افت, نشانه‌های بهبود در هزینه‌کرد مصرف‌کننده اروپایی دیده می‌شود یا خیر.

کانادا نیز آمار خرده‌فروشی ماهانه دارد که توسط آمار کانادا منتشر می‌شود. این شاخص برای CAD قابل اعتناست، هر چند تاثیرش شاید به اندازه NFP یا CPI نباشد. اگر فروش خرده‌فروشی کانادا بسیار فراتر از انتظار رشد کند, بازار احتمال می‌دهد بانک مرکزی کانادا موضع هاوکیش‌تری بگیرد چون تقاضا در اقتصاد بالاست. عکس آن، افت فروش می‌تواند احتمال کاهش نرخ بهره را در آینده مطرح کند (به خصوص اگر تورم هم کاهش یافته باشد). بنابراین دلار کانادا ممکن است نسبت به این گزارش واکنش نشان دهد.

ژاپن نیز ارقام خرده‌فروشی ماهانه ارائه می‌کند. در ژاپن، سال‌ها مصرف خانوار نسبتاً راکد بوده و هر افزایش اندکی به چشم می‌آید. سیاستگذاران ژاپنی دنبال راه‌هایی برای ترغیب مردم به خرج بیشتر بوده‌اند (زیرا میل به پس‌انداز در فرهنگ اقتصادی ژاپن بالاست). اگر آمار نشان دهد مصرف ژاپنی‌ها بالاخره جان گرفته (مثلاً رشد خرده‌فروشی بیش از انتظار برای چند ماه), این می‌تواند بر انتظارات تورمی بیفزاید و شاید بانک ژاپن را در مسیر عادی‌سازی تدریجی سیاست قرار دهد؛ نتیجه احتمالی, تقویت ین خواهد بود. اما روند تاریخی عمدتاً برعکس بوده و خرده‌فروشی ضعیف, به سیاست انبساطی مداوم و ین ضعیف منجر شده است.

نکته جالب: گاهی آمار خرده‌فروشی آنلاین و الگوهای فصلی خرید (مثل فصل خرید تعطیلات در اواخر سال) نیز تحلیل می‌شود. مثلاً فروش قوی طی Black Friday و کریسمس می‌تواند انتظارات GDP سه‌ماهه چهارم را بالا ببرد. امروزه با رشد تجارت الکترونیک, گزارش‌هایی از فروش آنلاین هم منتشر می‌شود که می‌تواند تصویر روشن‌تری بدهد.

برای معامله‌گران, بهتر است علاوه بر رقم تیتر (درصد تغییر ماهانه فروش), به جزئیات هم نگاه کنند: مثلاً فروش خودرو و بنزین (که نوسان بالایی دارند) را گاهی جدا می‌کنند تا روند پایه مشخص شود. شاخص خرده‌فروشی هسته (که خودرو را مستثنی می‌کند) مورد توجه است زیرا خرید خودرو گران است و نوسان دارد. اگر کل فروش افت کرده ولی خرده‌فروشی هسته رشد خوبی دارد, یعنی افت کل احتمالاً به خاطر بخش خودرو یا بنزین بوده و قدرت مصرف در سایر بخش‌ها بد نیست. این می‌تواند اثر منفی گزارش را در بازار کاهش دهد.

۷. تراز تجاری و حساب جاری

تراز تجاری (Trade Balance) تفاوت میان ارزش صادرات و واردات کالا و خدمات یک کشور در یک بازه زمانی مشخص است. هنگامی که ارزش صادرات از واردات بیشتر باشد، کشور مازاد تجاری دارد و برعکس وقتی واردات بیشتر از صادرات باشد، کسری تجاری شکل می‌گیرد. حساب جاری (Current Account) مفهوم گسترده‌تری است که علاوه بر تراز تجاری, جریان درآمدهای سرمایه‌گذاری و انتقالات یک‌طرفه را نیز شامل می‌شود. اما برای سادگی، در این بخش بیشتر بر تراز تجاری تمرکز می‌کنیم. تراز تجاری یک عامل اساسی در تعیین ارزش ارز در بلندمدت است: کشور با مازاد تجاری معمولا ارز قوی‌تری دارد زیرا تقاضای خارجی برای ارز آن (جهت خرید صادرات) زیاد است، در حالی که کسری تجاری مزمن می‌تواند عامل فشار بر ارز باشد زیرا کشور برای تامین واردات نیاز به ارز خارجی دارد و ممکن است بدهی خارجی بالا رود.

البته ارتباط تراز تجاری و نرخ ارز دوطرفه است: نرخ ارز هم خودش بر صادرات و واردات تاثیر می‌گذارد. اما معامله‌گران فارکس به روند کلی این شاخص توجه دارند به ویژه اگر کسری یا مازاد از کنترل خارج شود.

ایالات متحده سال‌هاست که کسری تجاری بزرگی دارد؛ آمریکا واردکننده خالص است (به‌خصوص در کالاها). با این حال دلار آمریکا به دلیل نقش ارز ذخیره و جریان سرمایه قوی به این کشور، تضعیف شدیدی از این بابت نشان نداده است. کسری حساب جاری آمریکا حول ۳-۴٪ GDP است که با سرمایه‌گذاری خارجی در دارایی‌های آمریکایی (مثل اوراق قرضه خزانه) تامین مالی می‌شود. اما برخی اوقات افزایش ناگهانی کسری می‌تواند باعث بحث‌هایی درباره پایداری آن شود و مقداری فشار نزولی بر دلار ایجاد کند. برای مثال در اوایل دهه ۲۰۰۰ وقتی کسری حساب جاری آمریکا به سمت ۶٪ GDP رفت، شاخص دلار چندین سال روند نزولی داشت. همچنین طی سال ۲۰۲۰ با افزایش واردات کالا پس از کرونا, کسری تجاری آمریکا رکورد زد و این یکی از عواملی بود که در ۲۰۲۰ ارزش دلار را تضعیف کرد.

در مقابل, ژاپن سالیان طولانی مازاد تجاری و حساب جاری داشت که یکی از عوامل بنیادی قوت ین تلقی می‌شد؛ زیرا ژاپن دائماً از طریق صادرات (مثل خودرو و الکترونیک) ارز خارجی بدست می‌آورد. اما طی سال‌های اخیر این روند تغییر کرده است. به ویژه در سال ۲۰۲۲, ژاپن به خاطر افزایش شدید قیمت انرژی و مواد خام (که بخش زیادی از نیاز خود را وارد می‌کند) دچار کسری تجاری بی‌سابقه شد. طبق گزارش‌ها، کسری تجاری ژاپن در سال ۲۰۲۲ حدود ۲۰ تریلیون ین (معادل ۱۵۵ میلیارد دلار) بود که بزرگترین کسری تاریخ این کشور محسوب می‌شود. علت اصلی, رشد ۴۲٪ی ارزش واردات به خاطر قیمت‌های جهانی بالا و تضعیف شدید ارزش ین بود که هزینه واردات را دوچندان کرد. این تحول (مازاد به کسری) فشار زیادی بر ین وارد کرد؛ به بیان دیگر, ژاپن دیگر مانند قبل از محل تجارت خارجی پشتیبانی برای ین نداشت و در نتیجه در ۲۰۲۲ ارزش ین در برابر دلار به پایین‌ترین سطح در چند دهه اخیر سقوط کرد (نزدیک 150 ین در برابر دلار). این نمونه نشان می‌دهد که چطور تغییر در وضعیت تجاری یک کشور می‌تواند روند ارز آن را تغییر دهد.

منطقه یورو به طور کلی متمایل به مازاد تجاری بود، چرا که کشورهایی مثل آلمان صادرکنندگان بزرگی هستند. مازاد تجاری اروپا به تقویت یورو در درازمدت کمک می‌کرد. اما در سال ۲۰۲۲، به دلیل افزایش کم‌سابقه بهای واردات انرژی (گاز و نفت)، برای اولین بار در دهه‌های اخیر منطقه یورو دچار کسری تجاری شد. به عنوان مثال، در ژوئن ۲۰۲۲ یورو استات گزارش داد که منطقه یورو که یک سال قبل ۱۷ میلیارد یورو مازاد داشت، اکنون با حدود ۲۵ میلیارد یورو کسری تجاری مواجه است. این چرخش ناشی از آن بود که هزینه واردات انرژی چند برابر شد. چنین کسری‌ای یکی از عوامل فشار بر ارزش یورو در آن سال بود. خوشبختانه در ۲۰۲۳ با کاهش قیمت انرژی، تراز تجاری اروپا دوباره به تعادل رسید و حتی اتحادیه اروپا در ابتدای ۲۰۲۴ اندکی مازاد پیدا کرد. بازگشت مازاد می‌تواند در بلندمدت از یورو حمایت کند چون نشان می‌دهد پول در حال برگشتن به اروپا است به جای خروج از آن.

کانادا به عنوان صادرکننده کالا (به‌خصوص نفت) معمولاً تراز تجاری نسبتاً متعادلی دارد. هنگامی که قیمت نفت بالاست و صادرات انرژی کانادا درآمد خوبی ایجاد می‌کند، کانادا اغلب مازاد تجاری یا کسری جزئی دارد که برای دلار کانادا مثبت است. اما اگر قیمت کالاها افت کند یا واردات مصرفی خیلی افزایش یابد, ممکن است کسری تجاری رخ دهد. معامله‌گران CAD به داده‌های ماهانه تجارت نیز نگاه می‌کنند. مثلاً اگر کانادا یک مازاد تجاری خیلی بیشتر از حد انتظار اعلام کند، ممکن است CAD تقویت شود چون این بدان معناست که ورودی ارز (مثلاً دلار آمریکا بابت خرید نفت) افزایش یافته است.

به طور خلاصه، تراز تجاری نبض تعامل یک اقتصاد با جهان است. کشوری که صادرکننده قوی است و تقاضای خارجی بالایی برای محصولاتش وجود دارد (مثل آلمان و ژاپن در دوران اوج) معمولاً ارز مستحکمی خواهد داشت. برعکس, کشوری که واردکننده بزرگ است و تولید داخلی‌اش کمتر رقابتی می‌شود, ارز خود را تحت فشار می‌یابد (مثل آمریکا, البته آمریکا شرایط خاص هم دارد).

۸. نرخ بهره و سیاست پولی بانک‌های مرکزی

نرخ بهره بانک مرکزی شاید خود یک “شاخص اقتصادی” به معنای آمار نباشد، اما نتیجه و چکیده تمام شاخص‌های اقتصادی دیگر است و تأثیرگذارترین عامل بر بازار فارکس محسوب می‌شود. نرخ بهره سیاستی (مثلاً نرخ وجوه فدرال در آمریکا یا نرخ بازپرداخت ECB در اروپا) تعیین می‌کند که وام گرفتن پول چقدر هزینه دارد و در نهایت جریان سرمایه میان ارزها را شکل می‌دهد. به بیان ساده، سرمایه به سمت ارز با نرخ بهره بالاتر (در شرایط ریسک‌پذیری برابر) جذب می‌شود چون بازدهی بیشتری دارد. از همین رو، وقتی بانک مرکزی یک کشور نرخ بهره را افزایش می‌دهد، معمولاً ارزش ارز آن کشور تقویت می‌شود؛ و برعکس کاهش نرخ بهره یا انتظار برای کاهش، ارز را تضعیف می‌کند.

تمام شاخص‌های اقتصادی که تاکنون ذکر کردیم, در خدمت پیش‌بینی رفتار آینده بانک‌های مرکزی هستند. معامله‌گران به دقت داده‌ها را رصد می‌کنند تا دریابند بانک مرکزی بعدی چه خواهد کرد: نرخ را بالا می‌برد, پایین می‌آورد یا ثابت نگه می‌دارد؟ این انتظارات گاها مهم‌تر از خود ارقام خام اقتصادی‌اند. برای مثال، ممکن است رشد اقتصادی ضعیف شود (که فاکتور منفی برای ارز است)، اما اگر به دلیل آن بانک مرکزی کاهش نرخ بهره قابل توجهی اجرا کند، ارز بیش از آنچه افت رشد نشان می‌دهد، تضعیف خواهد شد.

چند سال اخیر نمونه‌ای بارز از تأثیر نرخ‌های بهره بر ارزها بوده است:

آمریکا (دلار USD): فدرال رزرو پس از دوره طولانی نرخ نزدیک صفر، از مارس ۲۰۲۲ یک دوره تاریخی افزایش نرخ بهره را آغاز کرد. نرخ سیاستی فد از ۰٫۲۵٪ به حدود ۵٫۲۵٪ در میانه ۲۰۲۳ رسید (بالاترین سطح در حدود دو دهه). این جهش نرخ بهره, تفاوت نرخ (interest rate differential) بین دلار و ارزهای اصلی دیگر را به نفع دلار افزایش داد. نتیجه آن شد که دلار در سال ۲۰۲۲ به قله ۲۰ ساله رسید؛ شاخص دلار (DXY) تا سطح ۱۱۰-۱۱۴ واحد صعود کرد. جفت‌هایی مثل EUR/USD به برابری ۱ و GBP/USD به پایین‌ترین میزان ۳۵ ساله خود (نزدیک ۱٫۰۶) سقوط کردند. این حرکت عظیم عمدتاً به خاطر سیاست تهاجمی فدرال رزرو بود. سپس در اواخر ۲۰۲۳ که آشکار شد تورم تحت کنترل در می‌آید و فد شاید به پایان سیکل افزایش نزدیک شده, دلار از اوج کمی عقب نشست. اما به طور کلی، دلار یادآوری کرد که “ارز نرخ بهره بالا” دوباره است (برخلاف دهه ۲۰۱۰ که دلار نرخ پایین داشت).

اروپا (یورو EUR): بانک مرکزی اروپا خیلی دیرتر از فد شروع به افزایش نرخ کرد (از جولای ۲۰۲۲). تا اوسط ۲۰۲۳ نرخ وام‌دهی ECB به ۴٪ رسید. این افزایش‌ها کمک کرد جلوی سقوط بیشتر یورو گرفته شود و حتی بخشی از افت قبلی جبران شود. با این حال, نرخ‌های اروپا هنوز پایین‌تر از آمریکا باقی ماند و علاوه بر آن, ریسک‌های رکودی اروپا دست ECB را برای افزایش شدیدتر بست. بنابراین یورو نتوانست به اندازه دلار قوی شود. در آینده، اگر اختلاف نرخ بهره آمریکا و اروپا کاهش یابد (مثلاً فد نرخ را کاهش دهد اما ECB نگه دارد)، ممکن است یورو دوباره جان بگیرد. این نشان می‌دهد چطور معامله‌گران دائماً چشم به مقایسه سیاست‌های پولی دارند.

انگلستان (پوند GBP):  بانک مرکزی انگلستان نیز نرخ‌ها را بالا برد (از ۰٫۱٪ در ۲۰۲۱ به ۵٫۰٪ در اواسط ۲۰۲۳). این امر بخشی به پوند کمک کرد؛ اما چون تورم انگلستان خیلی بالا رفت و نگرانی‌های اقتصادی/سیاسی خاصی داشت، پوند نوسانات شدیدی را تجربه کرد (از سقوط تاریخی در اواخر ۲۰۲۲ پس از بودجه بحث‌برانگیز دولت وقت، تا بهبود نسبی بعد از آن). در کل, نرخ بهره بریتانیا در مقطعی حتی از آمریکا هم بالاتر رفت که باعث جذابیت نرخ بهره‌ای پوند شد, اما باید به پایایی این شرایط توجه کرد.

ژاپن (ین JPY): بانک ژاپن در سال‌های اخیر یک استثنا بوده است؛ با وجود تورم جهانی، BoJ نرخ بهره کوتاه‌مدت را در ۰٫۱٪ نگه داشت و فقط کمی اجازه داد نرخ اوراق ۱۰ساله به حداکثر ۰٫۵٪ برسد (سیاست کنترل منحنی بازده). نتیجه, شکاف عظیم نرخ بهره میان ین و سایر ارزها بود. این عامل اصلی سقوط ارزش ین در ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ بود, به طوری که ین به ضعیف‌ترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسید. برای مثال, زوج USD/JPY از حدود ۱۱۵ در ابتدای ۲۰۲۲ به نزدیک ۱۵۰ در اواخر ۲۰۲۲ جهش کرد. در مقاطعی دولت ژاپن برای جلوگیری از کاهش بیشتر ارزش ین مداخله کرد (دلار فروخت و ین خرید), اما ریشه مشکل تفاوت نرخ بهره بود که با یک یا دو دخالت حل نشدنی است. تنها زمانی‌که بازار حس کرد بانک ژاپن ممکن است تغییر سیاست دهد (مثلاً در اواخر ۲۰۲۳ زمزمه پایان نرخ منفی), ین کمی تقویت شد. بنابراین ین نمونه واضحی است که نرخ بهره و چشم‌انداز آن چقدر برای ارز حیاتی است.

کانادا (دلار CAD): بانک کانادا از نخستین بانک‌های مرکزی بود که در اوایل ۲۰۲۲ نرخ بهره را بالا برد و تا ۴٫۵٪ رساند. از آنجا که کانادا روابط تنگاتنگ اقتصادی با آمریکا دارد، سیاست‌های BoC اغلب همسو یا نزدیک سیاست فد است. این همسویی به CAD کمک کرده تا اختلاف فاحشی با دلار پیدا نکند. با این حال, وقتی در ۲۰۲۳ بانک کانادا موقتاً افزایش نرخ را متوقف کرد ولی فد ادامه داد, اندکی فشار بر CAD آمد. بعدها BoC هم ناچار شد باز یک نوبت دیگر نرخ را بالا ببرد تا تورم مهار شود. در کل, معامله‌گران USD/CAD باید نیم‌نگاهی دائم به جهت‌گیری هر دو بانک مرکزی داشته باشند چون اختلاف جهت می‌تواند سبب نوسان جفت ارز شود.

با این توضیحات, چگونه از اطلاعات نرخ بهره استفاده کنیم؟

اول اینکه تصمیمات رسمی نرخ بهره (در جلسات منظم بانک‌های مرکزی) رویدادهای کلیدی هستند. تقویم این جلسات را بدانید (مثلاً ۸ بار در سال برای فد و ECB). اما بازار اغلب این تصمیمات را از قبل پیش‌خور می‌کند. چیزی که بیشتر اهمیت دارد راهنمای آتی (Forward Guidance) و چشم‌انداز است. معامله‌گران با توجه به داده‌های اقتصادی حدس می‌زنند بانک مرکزی در واکنش به آنها در آینده نزدیک چه خواهد کرد. مثلاً اگر تورم و اشتغال هر دو داغ باشند، انتظار می‌رود نرخ بهره بیشتری افزایش یابد. این انتظار زودتر باعث تقویت ارز می‌شود حتی پیش از آنکه نرخ واقعاً بالا رود.

دوم, به منحنی بازده و نرخ‌های بهره بازار نیز دقت کنید. گاهی ممکن است بانک مرکزی هنوز نرخ را بالا نبرده باشد، اما نرخ‌های بهره بازار (مانند نرخ اوراق کوتاه‌مدت) افزایش یافته چون بازار پیش‌بینی می‌کند آن تغییر خواهد آمد. بنابراین بررسی بازده اوراق 2 ساله یا 10 ساله سرنخ‌هایی از جهت ارز می‌دهد. برای مثال, جهش بازده ۱۰ ساله آمریکا به بالای ۴٪ در ۲۰۲۲ یک سیگنال محکم بود که دلار باید تقویت شود.

سوم, مقایسه نرخ بهره واقعی (نرخ بهره منهای تورم) نیز مفید است. در ۲۰۲۲ علی‌رغم افزایش نرخ فد, به دلیل تورم ۹٪ی, نرخ بهره حقیقی آمریکا منفی بود. اما چون سایر کشورها هم شرایط مشابه داشتند, بازار بیشتر به مسیر آینده نگاه می‌کرد. هرچه تورم فروکش می‌کند, نرخ‌های واقعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

در پایان, واضح است که شاخص‌هایی که تا اینجا گفتیم (GDP, تورم, بیکاری, PMI, و …) همه در خدمت تحلیل سیاست پولی هستند, اما خود نرخ بهره چنان مهم است که به تنهایی شایسته توجه است. همیشه وقایع و سخنان مرتبط با بانک‌های مرکزی (سخنرانی روسای بانک مرکزی, صورتجلسات FOMC/ECB و …) را پیگیری کنید چون می‌تواند دید بازار را نسبت به مسیر بعدی نرخ‌ها تغییر دهد و به دنبالش نوسان شدیدی در ارز ایجاد کند.

۹. تولید صنعتی و سفارشات کارخانه

تولید صنعتی (Industrial Production) شاخصی است که میزان تولید بخش صنعت (کارخانه‌ها, معادن و شرکت‌های برق/گاز) را نشان می‌دهد. این شاخص ماهانه منتشر می‌شود و اگرچه تمام اقتصاد را پوشش نمی‌دهد (زیرا بخش خدمات و کشاورزی را در بر ندارد), اما هنوز به عنوان یک شاخص مهم خصوصاً برای اقتصادهای صنعتی مطرح است. همچنین سفارشات کالاهای بادوام یا سفارشات کارخانه نیز به عنوان پیش‌نگر تولید آینده بررسی می‌شود. این آمارها وضعیت بخش تولیدی را روشن می‌کنند که می‌تواند متاثر از تقاضای داخلی و صادرات باشد.

در ایالات متحده, گزارش تولید صنعتی توسط فدرال رزرو هر ماه ارائه می‌شود. همچنین گزارش سفارش کالاهای بادوام (مثل ماشین‌آلات, هواپیما, لوازم الکترونیکی) توسط اداره آمار منتشر می‌گردد. این داده‌ها بعضاً نوسان ماهانه زیادی دارند (مثلاً سفارش هواپیما می‌تواند عدد کل را بالا و پایین کند), اما روند کلی آنها درک بهتری از سیکل اقتصادی می‌دهد. برای مثال, در اواخر ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ تولید صنعتی آمریکا رشدش منفی شد و این همزمان بود با جنگ تجاری و افت سرمایه‌گذاری شرکت‌ها؛ دلار در آن دوره کمی تحت فشار قرار گرفت چرا که فدرال رزرو به دلیل ضعف تولید و صنعت، سیاست انبساطی‌تری در پیش گرفت.

در ۲۰۲۰, تولید صنعتی به شدت سقوط کرد (کارخانه‌ها تعطیل بودند), سپس در ۲۰۲۱ جهش کرد. در ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ دوباره رشد صنعتی کاهنده شد به خاطر افزایش نرخ بهره و تغییر الگوی مصرف به خدمات. هر بار که تولید صنعتی افت می‌کند، نشانه‌ای از کاهش تقاضا برای مواد اولیه, انرژی و نیروی کار است و معمولاً سودآوری شرکت‌های صنعتی کاهش می‌یابد. بازار فارکس این را به عنوان زنگ خطر رکود در نظر می‌گیرد. البته چون وزن خدمات در اقتصادهای پیشرفته بیشتر شده, اهمیت مستقیم تولید صنعتی نسبت به دهه‌های قبل کمی کمتر شده, اما هنوز برای کشورهایی مثل آلمان, ژاپن یا چین بسیار کلیدی است.

در آلمان, شاخص تولید صنعتی و سفارشات صنعتی ماهانه چنان مهم است که هر کاهش غیرمنتظره, بلافاصله تحلیل‌هایی درباره وضعیت اقتصاد آن منتشر و روی یورو تاثیر می‌گذارد. به عنوان مثال, طی سال ۲۰۱۹ کاهش تقاضای جهانی (خصوصاً از چین) برای کالاهای صنعتی آلمان باعث افت سفارشات کارخانه‌ای شد و بسیاری معتقد بودند آلمان وارد رکود صنعتی شده است. این مسئله یکی از عواملی بود که ECB را به اقدامات محرک (کاهش نرخ و راه‌اندازی مجدد QE) واداشت, که به نوبه خود در آن مقطع ارزش یورو را پایین آورد.

ژاپن نیز اقتصاد وابسته به صنعت و صادراتی دارد. شاخص تولید صنعتی ژاپن اگر افت شدیدی کند, ین معمولاً تضعیف می‌شود زیرا ممکن است بانک ژاپن سیاست انبساطی بیشتری به کار گیرد یا صرفاً چشم‌انداز درآمد ارزی صادرات کاهش یافته است.

در آمریکا, یک جزء مهم تولید صنعتی, تولید کارخانه‌ای (manufacturing output) است که بیشتر روی ساخت کالاهای مصرفی و سرمایه‌ای متمرکز است. و جزء دیگر, استخراج معدن و تولید انرژی (utility) است. بنابراین اگر کاهش تولید صنعتی صرفاً به خاطر افت تولید برق ناشی از هوای ملایم باشد, شاید بازار اهمیت زیادی ندهد. ولی اگر تولید بخش تولیدی کاهش یابد, نشان از ضعف تقاضا برای کالاهاست که می‌تواند زنجیره‌وار به اقتصاد آسیب بزند.

سفارشات کالاهای بادوام نیز یک شاخص پیشرو است: وقتی شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان سفارش خرید اقلام بادوام (مثلاً خودرو, لوازم خانگی, تجهیزات صنعتی) را افزایش دهند, یعنی اعتماد به آینده و سرمایه‌گذاری بیشتر شده که برای رشد اقتصادی خوب است و برعکس. کاهش سفارشات بادوام چند ماه پیاپی اغلب قبل از کاهش تولید و افزایش بیکاری مشاهده می‌شود. از این رو, بازار ممکن است به افت در این شاخص واکنش منفی نشان دهد چون بو می‌برد که اقتصاد در حال کند شدن است.

برای معامله‌گران, خوب است که تصویر کلی را در نظر داشته باشند: اگر همزمان با رشد خوب خدمات, بخش صنعتی دچار مشکل شود, اثرش بر ارز ممکن است محدود باشد. اما اگر ضعف صنعت نشانه رکود گسترده‌تر باشد, آنوقت باید محتاط بود.

در زمان‌های بحران یا شوک خارجی, شاخص تولید صنعتی می‌تواند واکنش نشان دهد؛ مثلاً بحران نفتی, اختلالات زنجیره تامین, و غیره فوراً تولید کارخانه‌ها را متاثر می‌کند. چنین حرکاتی اغلب پیش از آمار GDP مشاهده می‌شوند و لذا برای ترید بر مبنای اخبار, می‌توانند یک اخطار زودهنگام باشند.

۱۰. شاخص‌های بخش مسکن (Housing Indicators)

بخش مسکن و ساخت‌وساز از اجزای مهم اقتصاد است که تغییرات آن اغلب روند کل اقتصاد را پیش‌بینی می‌کند. شاخص‌هایی مانند تعداد مجوزهای ساخت و خانه‌های شروع به ساخت (Housing Starts & Building Permits), فروش خانه‌های نوساز و موجود, و شاخص قیمت مسکن همگی وضعیت بازار مسکن را می‌سنجند. این شاخص‌ها برای بازار ارز به صورت غیرمستقیم اهمیت دارند؛ به این معنا که رونق یا رکود مسکن می‌تواند بر رشد اقتصادی, ثروت خانوارها, و حتی ثبات مالی اثر بگذارد و در نتیجه جهت سیاست پولی را تحت تاثیر قرار دهد.

در ایالات متحده, بخش مسکن نقش ویژه‌ای دارد. افزایش نرخ بهره مستقیماً روی نرخ وام مسکن (mortgage) اثر می‌گذارد و هزینه خرید خانه را بالا می‌برد, بنابراین حساسیت این بخش به سیاست پولی زیاد است. به همین دلیل, فدرال رزرو به دقت آمار مسکن را دنبال می‌کند تا ببیند سیاست‌هایش چقدر تقاضا را سرد کرده است. یک مثال بارز, افت شدید مسکن در سال ۲۰۲۲ بود: با جهش نرخ‌های وام ۳۰ ساله به بالای ۷٪ (از حدود ۳٪ در ۲۰۲۱), میزان ساخت مسکن جدید کاهش یافت و فروش خانه‌های موجود افت چشمگیری کرد. آمارها نشان دادند تعداد خانه‌های شروع به ساخت در آمریکا طی سال ۲۰۲۲ برای اولین بار از ۲۰۰۹ کاهش سالانه داشت و حدود ۱٫۴ میلیون واحد مسکونی شروع ساخت شد که ۹٪ کمتر از سال قبل بود. این کاهش در آمار, تاییدکننده اثر سیاست انقباضی بود و سیگنال داد که اقتصاد در حال کند شدن است. چنین نشانه‌هایی در نهایت فدرال رزرو را محتاط‌تر کرد و سرعت افزایش نرخ در اواخر ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ کاهش یافت. به عبارت دیگر, ضعف در مسکن با وقفه‌ای کوتاه به تضعیف دلار انجامید, چون بازار حس کرد فد نمی‌تواند بیش از حد به اقتصاد فشار آورد.

در بازار فارکس, به طور مستقیم گزارش‌های مسکن آمریکا اثر متوسطی دارند (نه به شدت NFP یا CPI). اما در دوره‌های خاص که تمرکز بازار روی رکود احتمالی یا حباب مسکن است, این داده‌ها می‌توانند بسیار مهم شوند. مثلاً در بحران مالی ۲۰۰۸, افت فروش مسکن و افزایش موجودی خانه‌های فروش‌نرفته, زنگ خطری بود که ابتدا توسط عده کمی جدی گرفته شد ولی سپس دیدیم که مقدمه سقوط بزرگ بود. بنابراین همیشه باید حواس‌مان به تغییرات غیرعادی در این شاخص‌ها باشد.

در کانادا, اروپا و سایر اقتصادها نیز بازار مسکن مهم است. کانادا طی دهه ۲۰۱۰ یک دوره رونق مسکن و افزایش شدید قیمت‌ها را داشت؛ بانک مرکزی کانادا همواره نگران بود که افزایش بیش از حد بدهی مسکن یک ریسک باشد. در صورت افزایش نرخ بهره, این بخش شکننده می‌شود. پس وقتی آمار نشان دهد فروش خانه در کانادا افت قابل توجهی کرده یا قیمت‌ها رو به کاهش است, بازار گمان می‌کند بانک مرکزی کمتر تمایل به افزایش نرخ خواهد داشت تا مبادا حباب مسکن بترکد. در نتیجه می‌تواند به تضعیف CAD منجر شود. به طور مشابه, در استرالیا و نیوزیلند (که اینجا تمرکز ما نیست ولی بد نیست بدانید) شاخص‌های مسکن بسیار در سیاست پولی اثرگذارند و معامله‌گران دلار استرالیا/نیوزیلند آنها را دنبال می‌کنند.

در اروپا, تاثیر مسکن بر یورو کمتر مستقیم و همزمان است چون کشورهای مختلف شرایط مسکن متفاوت دارند و سیاست پولی واحد اعمال می‌شود. اما شاخص‌هایی مثل سرمایه‌گذاری ساخت‌وساز و قیمت مسکن در تحلیل کلی اقتصاد اروپا منظور می‌گردد.

به طور کلی, شاخص‌های مسکن جنبه‌ای از شاخص‌های پیشرو دارند؛ یعنی قبل از ورود اقتصاد به رکود یا رونق, اغلب مسکن اولین جایی است که تغییر جهت می‌دهد. دلیلش این است که مسکن وابسته به نرخ بهره و اعتماد مصرف‌کننده است: مردم وقتی نرخ وام پایین و آینده درآمدی مطمئن باشد خانه می‌خرند و می‌سازند, و برعکس. پس اگر دیدید شروع به ساخت مسکن و فروش خانه چند ماه پی‌درپی کاهش یافته, احتمالاً سایر بخش‌های اقتصاد نیز به زودی تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

از منظر عملی برای معامله‌گر فارکس, شاید لزومی نباشد همه جزئیات گزارش‌های مسکن را حفظ کند, ولی باید بداند آیا روند کلی مسکن در کشور X صعودی است یا نزولی. این به شما ایده می‌دهد که آیا باد موافق در پشت اقتصاد آن کشور هست یا نه. به عنوان مثال, رونق مسکن در آمریکا در ۲۰۲۰-۲۰۲۱ (به علت نرخ بهره پایین و مهاجرت به حومه‌ها) یکی از عوامل احیای سریع اقتصاد بود و کمک کرد دلار نسبتاً قوی بماند. اما در ۲۰۲۲ همان مسکن تبدیل به ترمز اقتصاد شد.


تا اینجا ده شاخص و حوزه مهم اقتصادی را بررسی کردیم. در جدول زیر خلاصه‌ای از وضعیت اخیر برخی از این شاخص‌ها در چهار اقتصاد اصلی (آمریکا، منطقه یورو، ژاپن و کانادا) آورده شده است:

شاخص (اواسط ۲۰۲۵)آمریکا (USD)منطقه یورو (EUR)ژاپن (JPY)کانادا (CAD)
رشد GDP ~2.8٪ رشد سال ۲۰۲۴ (اقتصاد قوی)~0.8٪ رشد سال ۲۰۲۴ (کند و نزدیک رکود)~0.3٪ رشد سال ۲۰۲۴ (تقریباً رکودی)~1.5-2٪ رشد (۲۰۲۳: 1.5٪؛ بهبود تدریجی)
نرخ بیکاری~3.5٪ )نزدیک پایین‌ترین در ۵۰ سال)~6.5٪ (پایین تاریخی اروپا، اما بالاتر از آمریکا)~2.6٪ (بسیار پایین، بازار کار فشرده)~5.0-5.5٪ (نزدیک کمینه‌های تاریخی، اندکی رشد اخیر)
تورم سالانه (CPI)2.3٪ (بازگشت به محدوده هدف پس از اوج 9%)~2.2٪ (نزول از اوج 10٪؛ هسته ~5%)~3.5-4٪ (بالاتر از هدف پس از سال‌ها تورم صفر)2.3٪ (نزول از اوج 8٪؛ نزدیک هدف)
نرخ بهره سیاستی~5.25٪ (بالاترین از ۲۰۰۷؛ احتمال توقف/کاهش در آینده)~4٪ (افزایش سریع در ۲۰۲۳؛ احتمال توقف نزدیک است)-0.1٪ (ثابت برای سال‌ها؛ احتمال تغییر در حال بررسی)~4.5٪ (افزایش سریع؛ احتمال ثابت نگه‌داشتن فعلی)
PMI تولید (اخیر)~47 (انقباض خفیف در صنعت آمریکا)~43 (انقباض نسبتاً شدید در صنعت اروپا)~49 (نزدیک به انقباض در صنعت ژاپن)~50 (لب مرز؛ صنعت کانادا نسبتاً پایدار)
اعتماد مصرف‌کنندهشاخص میشیگان ~۵۱ (پایین، نگرانی از نرخ بهره)شاخص اعتماد اروپا کم‌تر از میانگین بلندمدت (احتیاط)کم‌رمق (~۳۵ واحد، سنتی پایین)کمی پایین‌تر از اوج‌های قبل (فشار تورم محسوس بوده)
خرده‌فروشی (تغییر سالانه)~+1-2٪ (مصرف‌کننده آمریکایی هنوز خرج می‌کند)~0٪ یا منفی (مصرف اروپا ضعیف بهبود یافته)~+3٪ (مصرف نسبتاً رشد کرده به دلیل تورم دستمزد)~+2٪ (مصرف در حد متوسط رشد دارد)
تراز تجاری~$-1 تریلیون در سال (کسری مزمن)مازاد اندک یا تعادل (پس از رفع شوک انرژی)کسری (تاریخی مازاد بود، اما واردات انرژی سنگین شد)تقریباً متعادل (وابسته به قیمت نفت)

جدول: مقایسه کلی وضعیت شاخص‌های اقتصادی منتخب در آمریکا، منطقه یورو، ژاپن و کانادا (داده‌های تقریبی در ۲۰۲۴/۲۰۲۵).

با توجه به جدول و تحلیل‌های ارائه‌شده، می‌توان متوجه شد که چرا مثلاً دلار آمریکا در سال‌های اخیر عملکرد نسبتا بهتری از یورو و ین داشته است: رشد اقتصادی قوی‌تر، نرخ بهره بالاتر و بازار کار پرقدرت عواملی هستند که سرمایه‌گذاران را به سمت دلار جذب کرده‌اند. یا چرا ین ژاپن ضعیف بوده: نرخ بهره صفر, تورم پایین تاریخی (تا همین اواخر) و رشد اقتصادی ناچیز, جذابیتی برای سرمایه‌گذاری در دارایی‌های ینی باقی نگذاشته بود.

البته بازار فارکس همیشه در حال پیش‌خور کردن آینده است. بنابراین معامله‌گران باید به جهت تغییرات دقت کنند نه فقط سطوح فعلی. مثلاً اگر تورم آمریکا سریع‌تر از اروپا افت کند و فدرال رزرو زودتر از ECB نرخ‌ها را کاهش دهد، ممکن است ورق به نفع یورو برگردد. یا اگر رشد اقتصادی چین بالا برود, شاید صادرات و تولید صنعتی آلمان دوباره جان بگیرد و یورو را تقویت کند.

در بخش بعدی، به برخی پرسش‌های متداول در خصوص شاخص‌های اقتصادی و کاربرد آنها در تحلیل فارکس پاسخ می‌دهیم.

پرسش‌های متداول درباره شاخص‌های اقتصادی فارکس

۱. شاخص اقتصادی فارکس چیست؟
شاخص‌های اقتصادی در فارکس، در واقع همان آمارهای اقتصادی کلان (مانند نرخ رشد GDP، نرخ تورم، بیکاری و غیره) هستند که سلامت اقتصاد کشورها را نشان می‌دهند و به دلیل تاثیرشان بر سیاست پولی و جریان سرمایه، موجب نوسان در نرخ ارزها می‌شوند. معامله‌گران فارکس این شاخص‌ها را دنبال می‌کنند تا جهت احتمالی حرکت ارز را پیش‌بینی کنند.

۲. کدام شاخص‌های اقتصادی بیشترین تاثیر را بر بازار فارکس دارند؟
به طور کلی نرخ تورم (CPI) و گزارش اشتغال (خصوصاً NFP آمریکا) از موثرترین‌ها هستند، زیرا مستقیماً بر تصمیمات بانک مرکزی درباره نرخ بهره تاثیر می‌گذارند. پس از آن، تصمیمات نرخ بهره بانک‌های مرکزی، رشد GDP، شاخص‌های مدیران خرید (PMI) و اعتماد مصرف‌کننده اهمیت بالایی دارند. البته شدت تاثیر بستگی به شرایط دارد؛ برای مثال در برهه‌ای بحران مالی، شاخص‌های بانکی یا مسکن هم بسیار مهم شدند.

۳. چگونه می‌توان از گزارش GDP برای پیش‌بینی حرکت ارز استفاده کرد؟
رشد بالاتر از انتظار GDP معمولاً به تقویت ارز کمک می‌کند چون نشان می‌دهد اقتصاد آن کشور قوی است و احتمالاً بانک مرکزی رویکرد سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ خواهد کرد. در مقابل، رشد کمتر یا منفی GDP هشداری از رکود است و معمولا منجر به سیاست انبساطی (کاهش نرخ بهره) می‌شود که ارز را تضعیف می‌کند. مثلا اگر آمریکا رشد فصلی بالایی گزارش کند در حالی که اروپا در رکود باشد، احتمال دارد دلار در برابر یورو صعود کند.

۴. چرا داده‌های اشتغال آمریکا (نظیر NFP) برای معامله‌گران این‌قدر مهم است؟
چون گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا (NFP) یک دید به‌روز از وضعیت بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا می‌دهد و بازار کار قوی یا ضعیف مستقیماً روی سیاست فدرال رزرو اثر می‌گذارد. NFP اغلب فراتر یا کمتر از پیش‌بینی‌ها می‌شود و به سرعت روی ارزش دلار تاثیر می‌گذارد. اشتغال قوی‌تر = دلار قوی‌تر (به خاطر احتمال افزایش نرخ بهره), و اشتغال ضعیف = دلار ضعیف‌تر.

۵. تورم چگونه روی ارزش ارز تاثیر می‌گذارد؟
تورم بالا معمولاً بانک مرکزی را وادار به افزایش نرخ بهره می‌کند تا تورم را مهار کند. نرخ بهره بالاتر یعنی جذابیت بیشتر ارز برای سرمایه‌گذاران، بنابراین در کوتاه‌مدت تورم بالاتر از انتظار می‌تواند ارز را تقویت کند (از کانال انتظار سیاست انقباضی). اما اگر تورم خیلی افسارگسیخته و اقتصاد بی‌ثبات شود, می‌تواند اعتماد را کاهش داده و در بلندمدت به ارز لطمه بزند. تورم پایین‌تر از انتظار یا کاهش تورم هم بالعکس, سیگنال توقف افزایش نرخ یا کاهش آن است که معمولاً به تضعیف ارز می‌انجامد.

۶. PMI چیست و چرا برای تحلیل اقتصادی مهم است؟
PMI شاخص مدیران خرید است که از مدیران شرکت‌ها درباره وضعیت تولید/فعالیت جاری پرسش می‌کند. چون PMI زودتر از آمار رسمی تغییرات را نشان می‌دهد، یک شاخص پیشرو محسوب می‌شود. مثلا افت PMI به زیر ۵۰ نشان می‌دهد اقتصاد احتمالا در حال انقباض است و شاید آمار GDP یا تولید در ماه‌های آتی منفی شود. بنابراین سرمایه‌گذاران با دیدن PMI می‌توانند پیش‌دستی کرده و مثلاً قبل از بدتر شدن اوضاع، تصمیمات خود را تنظیم کنند (در مورد فارکس, افت PMI = احتمال کاهش ارزش ارز به دلیل چشم‌انداز رشد ضعیف)

۷. بهترین راه دنبال‌کردن این شاخص‌ها چیست؟
بهترین روش استفاده از تقویم اقتصادی است. تقویم اقتصادی نمایش می‌دهد که چه شاخص‌هایی، در چه تاریخی و ساعتی منتشر می‌شوند, رقم پیش‌بینی چیست و رقم قبلی چه بوده. شما می‌توانید تقویم اقتصادی بروکر ارانته یا منابع معتبری مانند Forex Factory یا Investing را چک کنید. همچنین دنبال کردن اخبار اقتصادی از خبرگزاری‌هایی مثل Bloomberg و Reuters به شما کمک می‌کند تحلیل دقیق‌تری داشته باشید. مهم است که نه تنها رقم خام, بلکه دلیل اهمیت آن و واکنش احتمالی بازار را درک کنید.

۸. آیا باید شاخص‌های اقتصادی یک کشور را با کشور دیگر مقایسه کنیم؟
بله, در فارکس ارزش یک ارز همیشه نسبت به ارز دیگری سنجیده می‌شود. بنابراین مقایسه عملکرد اقتصادی دو منطقه بسیار مهم است. مثلا اگر اقتصاد آمریکا در حال رشد و دارای تورم کنترل‌شده باشد ولی اروپا در رکود باشد, پیش‌بینی می‌شود دلار نسبت به یورو قوی‌تر شود. یا اگر تورم انگلستان از آمریکا بالاتر برود و BOE مجبور شود نرخ‌ها را بیشتر از فدرال رزرو افزایش دهد, ممکن است پوند در برابر دلار تقویت شود. پس برای تحلیل هر جفت‌ارز, باید شاخص‌های هر دو کشور/منطقه را در کنار هم ببینید.

۹. چقدر باید به پیش‌بینی‌ها و انتظارات بازار توجه کرد؟
انتظارات بازار (Cons‌ensus Forecast) نقش زیادی در واکنش بازار دارند. معمولا رقم واقعی وقتی منتشر می‌شود که با پیش‌بینی‌ها مقایسه می‌شود: اگر بهتر بود = تاثیر مثبت, اگر بدتر بود = تاثیر منفی بر ارز مربوطه. بنابراین آگاهی از پیش‌بینی‌ها ضروری است. اما گاهی حتی در صورت برآورده شدن انتظارات هم بازار حرکت می‌کند چون ممکن است قبلاً شایعاتی در جهت دیگر بوده یا ترکیب جزئیات گزارش متفاوت از تیتر باشد. در کل، بهتر است هم پیش‌بینی را بدانید و هم سناریوهای مختلف (اگر X اتفاق افتاد چه می‌کنم) را از قبل آماده کنید.۱۰. سیاست بانک‌های مرکزی چگونه با این شاخص‌ها ارتباط دارد؟
بانک‌های مرکزی مستقیماً بر اساس داده‌های اقتصادی تصمیم می‌گیرند. آنها ماموریت‌هایی مانند ثبات قیمت‌ها (تورم پایین) و حداکثر اشتغال دارند, پس شاخص‌هایی مثل تورم و بیکاری هدف‌گذاری آنهاست. هر گزارش که منتشر می‌شود, بازار حدس می‌زند بانک مرکزی در واکنش به آن چه خواهد کرد. به عنوان نمونه, اگر تورم بالاتر از حد هدف باشد و بیکاری خیلی پایین، بانک مرکزی سیاست انقباضی (مثل افزایش نرخ بهره) را اتخاذ می‌کند که منجر به تقویت ارز می‌شود. برعکس, داده‌های ضعیف اقتصاد (تورم پایین, رشد منفی) سیاستگذاران را به کاهش نرخ و تحریک اقتصاد ترغیب می‌کند که ارزش ارز را پایین می‌آورد. خلاصه اینکه شاخص‌های اقتصادی و سیاست بانک مرکزی دو روی یک سکه‌اند و معامله‌گر باید هر دو را همزمان تحلیل کند.