باندهای بولینگر و استراتژی اسکوئیز برای شکار انفجار قیمت

باندهای بولینگر و استراتژی اسکوئیز برای شکار انفجار قیمت

باندهای بولینگر و استراتژی اسکوئیز برای شکار انفجار قیمت

اگر قرار باشد یک جمله از تمام تجربه بازارها را روی دیوار اتاق معامله بچسبانیم، این است: نوسان مثل فنر است. فشرده می شود، انرژی ذخیره می کند، و در نهایت آزاد می شود. باندهای بولینگر دقیقا برای دیدن همین پویایی ساخته شده اند، چون بر پایه یک حقیقت ساده بنا شده اند. نوسان ثابت نیست. متغیر است، رژیم دارد، و بازارها بین انقباض و انبساط نوسان می کنند. خود جان بولینگر هم روی همین نکته تاکید می کند که باندها ابزار تطبیقی هستند و از دل مشاهده تغییرپذیری نوسان بیرون آمده اند.

در این مقاله، می خواهیم اسکوئیز را نه به شکل یک ترفند نموداری، بلکه به عنوان یک چارچوب پیشرفته برای معامله روی تغییر رژیم نوسان بررسی کنیم. هدف، شکار لحظه ای است که بازار از فاز سکون آماری به فاز حرکت جهت دار منتقل می شود. این همان نقطه ای است که بیشترین اشتباهات، بیشترین شکست های کاذب، و در عین حال بیشترین سودهای غیرخطی رخ می دهد.

باندهای بولینگر از نگاه ریاضی

ساختار کلاسیک باندهای بولینگر سه خط دارد:

میانگین متحرک ساده ۲۰ دوره ای به عنوان خط میانی. باند بالا و پایین که معمولا دو انحراف معیار بالاتر و پایین تر از میانگین هستند. این تعریف در اکثر منابع استاندارد یکسان است.

صورت بندی آن این گونه است:

  • باند میانی برابر است با SMA(n)
  • باند بالا برابر است با SMA(n) به علاوه k ضربدر SD(n)
  • باند پایین برابر است با SMA(n) منهای k ضربدر SD(n)

که در تنظیمات رایج n برابر ۲۰ و k برابر ۲ است.

چرا این مهم است؟ چون انحراف معیار یک اندازه گیری از پراکندگی است. وقتی SD کوچک می شود، فاصله باندها کم می شود و بازار در حال ورود به رژیم نوسان پایین است. وقتی SD بزرگ می شود، باندها باز می شوند و بازار وارد رژیم نوسان بالا می شود. اسکوئیز دقیقا یعنی مشاهده فاز انقباض که به طور تاریخی تمایل دارد پیش درآمد انبساط باشد. این ایده در ادبیات خود بولینگر هم محوریت دارد و در توضیح اسکوئیز در منابع آموزشی معتبر نیز آمده است.

یک سوءبرداشت خطرناک درباره اسکوئیز

بسیاری اسکوئیز را این طور تعریف می کنند که باندها باریک شد پس باید منتظر شکست باشیم، و به محض خروج قیمت از باند بالا خرید می کنند یا با خروج از باند پایین فروش می کنند. این نسخه ساده شده، در بازارهای واقعی اغلب به دام می افتد، چون:

اول، خروج از باند به خودی خود سیگنال جهت نیست.

دوم، در یک رژیم نوسان پایین، شکست های کاذب فراوان اند چون نقدشوندگی و مشارکت واقعی هنوز وارد نشده است.

سوم، باندها مبتنی بر داده گذشته اند و بازار آینده را با جریان سفارش ها و شوک های خبری می سازد، نه با خطوط روی نمودار.

پس اسکوئیز را باید مثل یک هشدار رژیمی دید، نه یک ماشه ورود.

تعریف حرفه ای تر این است:

اسکوئیز یعنی احتمال افزایش نوسان در آینده نزدیک بالا رفته است، اما جهت آن نامعلوم است تا وقتی که نشانه های تاییدی از ساختار قیمت، مومنتوم، و مشارکت بازار دریافت شود.

BandWidth قلب اندازه گیری اسکوئیز

مشاهده چشمی باریک شدن باندها خوب است، اما معامله حرفه ای باید قابل اندازه گیری باشد. برای همین بولینگر شاخص BandWidth را معرفی کرد تا پهنای نسبی باندها را عددی کند.

تعریف رایج BandWidth در بسیاری پلتفرم ها این است که فاصله باند بالا و پایین را نسبت به خط میانی یا قیمت نرمال می کند. نتیجه این است:

  • BandWidth پایین یعنی فشردگی نوسان
  • BandWidth رو به بالا یعنی آغاز انبساط نوسان

نکته پیشرفته این است که اسکوئیز را بهتر است به صورت نسبی و مبتنی بر توزیع تاریخی همان دارایی تعریف کنیم، نه با یک عدد ثابت.

روش پیشنهادی حرفه ای:

BandWidth را در یک پنجره بلندتر مثلا ۲۵۰ تا ۵۰۰ کندل نگاه کنید. سپس آستانه اسکوئیز را برابر با صدک ۱۰ یا ۱۵ تاریخی قرار دهید. یعنی وقتی BandWidth وارد پایین ترین ۱۰ تا ۱۵ درصد مقادیر تاریخی خود شد، بازار در فاز اسکوئیز است.

این روش دو مزیت دارد:

  • با شخصیت دارایی سازگار است. طلا با یورو دلار فرق دارد. نزدک با جفت ارز کم نوسان فرق دارد.
  • با تایم فریم سازگار است. اسکوئیز روزانه و اسکوئیز ۱۵ دقیقه یک معنا ندارند.

ابزار دوم برای تعریف اسکوئیز، درصد بولینگر یا percent b

یکی دیگر از مشتقات مهم بولینگر percent b است که موقعیت قیمت را نسبت به باندها عددی می کند.

به زبان ساده:

  • percent b نزدیک ۰ یعنی قیمت نزدیک باند پایین است
  • percent b نزدیک ۱ یعنی قیمت نزدیک باند بالا است
  • بالاتر از ۱ یعنی بیرون باند بالا
  • پایین تر از ۰ یعنی بیرون باند پایین

در استراتژی اسکوئیز، percent b برای جهت دادن استفاده نمی شود، بلکه برای خواندن رفتار شکست و واکنش بازار به باندها به کار می رود.

ایده پیشرفته این است:

اگر پس از اسکوئیز، قیمت بیرون باند رفت اما percent b سریع به داخل برگشت و تثبیت نکرد، آن شکست احتمالاً کاذب است. اگر بیرون باند ماند، و همزمان شیب میانگین متحرک میانی تغییر کرد، احتمال شکل گیری حرکت پایدار بیشتر می شود.

اسکوئیز کلاسیک بولینگر در برابر اسکوئیز مبتنی بر کانال کلتنر

در سال های اخیر، بسیاری اسکوئیز را با مفهوم TTM Squeeze نیز می شناسند که ترکیب باندهای بولینگر و کانال کلتنر است. منطق آن این است که اگر باندهای بولینگر داخل کانال کلتنر قرار بگیرند، نوسان به حدی کم شده که بازار در فشردگی غیرعادی است.

این روش مزیتی دارد:

به جای تکیه صرف بر SD، آن را با ATR نیز مقایسه می کند. ATR یک معیار نوسان مبتنی بر دامنه واقعی حرکت است و گاهی بهتر از SD تغییرات انفجاری را در بازارهای پرگپ یا پرشوک منعکس می کند.

اما یک هشدار حرفه ای:

TTM Squeeze نام و پیاده سازی های مختلف دارد و بسته به پلتفرم ممکن است تفاوت هایی داشته باشد. پس اگر از آن استفاده می کنید، باید دقیقا فرمول و تنظیمات را بشناسید و روی همان ابزار بک تست کنید.

در این مقاله تمرکز ما بر نسخه بولینگری اسکوئیز است، یعنی اندازه گیری انقباض با BandWidth، و سپس شکار لحظه انبساط با تاییدهای ساختاری.

چهار شرط لازم برای اینکه اسکوئیز واقعا ارزش شکار داشته باشد

اسکوئیزهای زیادی در نمودار می بینید. اکثرشان ارزش معامله ندارند. معامله گران حرفه ای اسکوئیز را فیلتر می کنند. چهار فیلتر بسیار کاربردی و پیشرفته:

شرط اول، مکان ساختاری اسکوئیز

اسکوئیز در وسط یک رنج بی معنای چندماهه با اسکوئیز نزدیک یک سطح کلیدی حمایت یا مقاومت فرق دارد. بهترین اسکوئیزها معمولا در یکی از این موقعیت ها رخ می دهند:

  • زیر مقاومت چندمرحله ای، جایی که عرضه پنهان انباشته شده
  • بالای حمایت چندمرحله ای، جایی که تقاضا دفاع کرده
  • درون یک الگوی تراکمی مثل مثلث یا مستطیل، جایی که دامنه حرکت به طور هندسی جمع می شود

شرط دوم، همگرایی چند تایم فریم

اسکوئیز زمانی طلایی می شود که:

  • در تایم فریم بالاتر، بازار در فاز تصمیم باشد، مثلا نزدیک سقف یا کف مهم یا درون یک ساختار تراکمی بزرگ.
  • در تایم فریم پایین تر، BandWidth به صدک های پایین رسیده باشد.

این یعنی انرژی در مقیاس بزرگ در حال جمع شدن است و ماشه در مقیاس کوچک آماده شلیک است.

شرط سوم، مومنتوم پیش از شکست

اگر قبل از شکست، مومنتوم کاملا خنثی است، احتمال شکست های رفت و برگشتی بالاتر است. اگر مومنتوم یک شیب پنهان ساخته باشد، مثلا کف های بالاتر در RSI یا مکدی هیستوگرام، احتمال اینکه شکست به حرکت جهت دار تبدیل شود بیشتر است.

شرط چهارم، مشارکت بازار

در بازارهای دارای حجم واقعی مثل سهام و فیوچرز، حجم می تواند تایید مهمی باشد. در فارکس که حجم واقعی ندارید، می توانید از حجم تیک یا شاخص های نقدشوندگی و اسپرد و همچنین رفتار کندل ها استفاده کنید.

یک اصل عمومی این است:

انبساط نوسان بدون ورود مشارکت واقعی، اغلب کوتاه عمر است.

مدل ورود حرفه ای به جای ورود هیجانی

حالا برسیم به بخش جذاب، شکار انفجار قیمت. روش ورود را می توان در سه سبک حرفه ای طراحی کرد.

سبک اول، ورود روی شکست ساختار با تایید باندها

در این سبک، شما فقط زمانی وارد می شوید که:

  • BandWidth از فاز کف تاریخی خود جدا شده و رو به افزایش گذاشته باشد.
  • قیمت از محدوده تراکم خارج شده باشد، نه فقط از باند.
  • کندل شکست کلوز معنادار داشته باشد، یعنی بدنه غالب باشد و سایه های دوطرفه غالب نباشند.
  • ترجیحا percent b در همان جهت تثبیت کند.

اینجا ورود شما روی شکست ساختار است و باندها نقش تایید رژیم را دارند.

سبک دوم، ورود بازگشتی پس از شکست برای کاهش ریسک

این سبک مناسب بازارهایی است که شکست های کاذب زیاد دارند.

منطق این است:

بازار از اسکوییز بیرون می زند، سپس برمی گردد تا سطح شکست را تست کند، و اگر شکست واقعی باشد، دوباره همان جهت را ادامه می دهد.

در این سبک:

  • ورود روی پولبک به محدوده شکسته شده است
  • حد ضرر پشت سطح شکست قرار می گیرد
  • و باندها برای سنجش اینکه آیا بازار وارد فاز انبساط شده یا هنوز در فشردگی است استفاده می شوند.

سبک سوم، ورود پله ای بر اساس نوسان

این سبک برای کسانی است که می خواهند موقعیت را با رشد نوسان بسازند نه با یک نقطه ورود.

قانون ساده:

وقتی BandWidth از آستانه اسکوئیز خارج شد و در دو یا سه کندل متوالی رو به افزایش ماند، شما پله اول را می گیرید. اگر قیمت به سمت باندها شروع به راه رفتن کرد، پله های بعدی را اضافه می کنید.

راه رفتن روی باند بالا در روند صعودی یا روی باند پایین در روند نزولی، یکی از رفتارهای کلاسیک در باندهای بولینگر است و نشان می دهد حرکت صرفا یک جهش تصادفی نیست، بلکه یک روند با نوسان در حال شکل گیری است.

حد ضرر و مدیریت معامله، هنر اصلی اسکوئیز

در اسکوئیز، اشتباه رایج این است که حد ضرر را خیلی فشرده می گذارند چون بازار قبل از شکست آرام بوده است. اما لحظه شکست، دامنه نوسان ناگهان افزایش می یابد. پس حد ضرر باید با نوسان جدید سازگار باشد.

سه روش حرفه ای برای حد ضرر:

روش اول، پشت سوی مخالف محدوده تراکم

اگر شکست به بالا رخ داده، حد ضرر زیر کف تراکم قرار می گیرد. این روش ساختاری است و با منطق شکست سازگار است.

روش دوم، مبتنی بر ATR

ATR را در همان تایم فریم محاسبه کنید. حد ضرر را مثلا ۱.۵ تا ۲ برابر ATR پشت نقطه ورود بگذارید. چون در انفجار قیمت، نوسان می تواند به سرعت ATR را گسترش دهد.

روش سوم، خروج رژیمی با بازگشت BandWidth

این روش پیشرفته تر است و برای مدیریت روند خوب است.

تا وقتی BandWidth رو به افزایش است، یعنی انبساط نوسان ادامه دارد و روند احتمالاً زنده است. اگر BandWidth شروع به کاهش کند و همزمان قیمت از باندها به خط میانی برگردد، یعنی بازار وارد فاز خنثی سازی شده و احتمال پایان موج بالا می رود.

این روش کمک می کند شما گرفتار وسوسه خروج زودهنگام نشوید و اجازه دهید روند تا جایی که نوسان تایید می کند ادامه پیدا کند.

هدف گذاری در انفجار قیمت، چرا تارگت ثابت اغلب اشتباه است

در حرکات انفجاری، تارگت ثابت مثل دو برابر ریسک، گاهی خوب است اما اغلب شما را از سودهای بزرگ محروم می کند. چون ماهیت انفجار این است که حرکت می تواند چندین برابر دامنه تراکم اولیه گسترش یابد.

به جای تارگت ثابت، بهتر است ترکیبی فکر کنید:

  • یک بخش از موقعیت را در نسبت های کلاسیک مثل ۲R یا ۳R نقد کنید تا سود قفل شود
  • بخش دیگر را با خروج دنبال کننده نگه دارید، مثل تریلینگ بر اساس باند میانی یا بر اساس ساختار کف های بالاتر
  • و تنها زمانی کاملا خارج شوید که نشانه های پایان رژیم انبساط ظاهر شود، مثلا کاهش پایدار BandWidth یا شکست ساختار روند

تشخیص شکست کاذب با منطق بولینگری

شکست کاذب دشمن شماره یک اسکوئیز است. اما باندهای بولینگر چند ابزار عالی برای تشخیص آن می دهند.

نشانه های شکست کاذب:

  • بیرون زدن قیمت از باند، اما عدم تثبیت. percent b سریع به محدوده میانی برمی گردد.
  • باندها باز نمی شوند. BandWidth همچنان در محدوده پایین می ماند، یعنی نوسان واقعا آزاد نشده است.
  • کندل شکست سایه بلند دارد و بدنه کوچک است، یعنی بازار در همان لحظه رد شده است
  • شکست دقیقا در زمان نقدشوندگی پایین رخ داده، مثلا در سشن کم عمق، که احتمال شکار استاپ بالاتر است

در مقابل، شکست معتبر معمولا این ویژگی ها را دارد:

  • کلوز کندل بیرون محدوده تراکم
  • ادامه حرکت در یک یا دو کندل بعدی
  • افزایش BandWidth
  • و در بسیاری موارد، آغاز رفتار راه رفتن روی باند در جهت شکست

نسخه بسیار پیشرفته، اسکوئیز به عنوان معامله تغییر رژیم

حالا یک لایه عمیق تر می شویم. در نگاه رژیمی، بازارها بین دو حالت اصلی می چرخند:

حالت اول، بازار میانگین گرا

حرکت ها سریع به میانگین برمی گردند. باندها بارها لمس می شوند. شکست ها دوام ندارند.

حالت دوم، بازار رونددار

حرکت ها خودتغذیه می شوند. قیمت روی باند راه می رود. پولبک ها کم عمق اند.

اسکوئیز نقطه انتقال بین این دو حالت است. یعنی اگر شما بتوانید تشخیص دهید بازار از میانگین گرایی به روندداری منتقل شده، عملا در یکی از بهترین موقعیت های سودآور قرار گرفته اید.

چگونه این انتقال را با باندها بخوانیم؟

  • در بازار میانگین گرا، لمس باندها اغلب با برگشت همراه است
  • در بازار رونددار، لمس باندها اغلب با ادامه حرکت همراه است
  • لحظه ای که لمس باند از برگشت به ادامه تبدیل می شود، شما وارد رژیم جدید شده اید

بنابراین، اسکوئیز فقط برای شکست نیست. برای تشخیص تغییر رفتار بازار است.

چند خطای کلاسیک که حتی حرفه ای ها هم مرتکب می شوند

خطای اول، معامله اسکوئیز بدون زمینه

اسکوئیز در خلا بی معنی است. باید بدانید بازار به کدام سمت آسیب پذیرتر است. این را از ساختار تایم فریم بالاتر، سطوح نقدشوندگی، و روایت بنیادی روز می فهمید.

خطای دوم، استفاده از تنظیمات ثابت برای همه دارایی ها

۲۰ و ۲ یک استاندارد مفید است، اما قانون طبیعت نیست. بعضی دارایی ها به باندهای ۲۰ و ۲ واکنش عالی می دهند، بعضی نه. باید با داده تاریخی همان دارایی تنظیمات را ارزیابی کنید.

خطای سوم، ورود با اولین خروج از باند

این همان نسخه آماتوری است. خروج از باند می تواند آغاز حرکت باشد یا دام کلاسیک شکار استاپ.

خطای چهارم، حد ضرر تنگ به خاطر آرامش قبل از شکست

آرامش قبل از طوفان، به معنی کوچک بودن طوفان نیست. دقیقا برعکس.

جمع بندی، یک پلی بوک عملی برای اسکوئیز

اگر بخواهیم کل مطلب را به یک پلی بوک اجرایی تبدیل کنیم:

BandWidth را محاسبه کن و اسکوئیز را با صدک های پایین تاریخی تعریف کنیم.

اسکوئیز را فقط وقتی جدی بگیریم که نزدیک سطح کلیدی یا درون ساختار تراکمی باشد.
تایید را از شکست ساختار بگیر، نه فقط خروج از باند.

افزایش BandWidth را به عنوان تایید آغاز انبساط نوسان ببینیم.

جهت را با رفتار قیمت، مومنتوم و مشارکت بازار تایید کن، percent b کمک تکمیلی است.

حد ضرر را ساختاری یا مبتنی بر ATR بچینیم، نه بر اساس حس.

بخشی از سود را قفل کنیم، باقی را با منطق رژیمی نگه داریم.

شکست کاذب را با بازگشت سریع percent b و عدم رشد BandWidth فیلتر کنیم

اگر این مراحل را درست اجرا کنید، اسکوئیز از یک الگوی جذاب اینستاگرامی تبدیل می شود به یک سیستم شکار تغییر رژیم نوسان. این همان جایی است که بازار، پول را از افراد عجول می گیرد و به افراد منضبط می دهد.

سوالات متداول:

  1. اسکوئیز دقیقا چیست و چه تفاوتی با یک رنج معمولی دارد؟
    اسکوئیز یعنی وارد شدن بازار به رژیم نوسان غیرعادی پایین، به طوری که پهنای باندها نسبت به تاریخچه همان دارایی به کف های معنادار می رسد. رنج معمولی ممکن است فقط یک توقف کوتاه در روند باشد، اما اسکوئیز به طور مشخص با کاهش انحراف معیار و افت BandWidth تعریف می شود. پس اسکوئیز یک مفهوم آماری است، نه صرفا برداشت چشمی از آرام شدن بازار.
  2. آیا خروج قیمت از باندها به معنی سیگنال خرید یا فروش است؟
    نه. خروج از باند بالا یا پایین صرفا نشان می دهد قیمت در آن لحظه نسبت به میانگین و نوسان اخیر در یک وضعیت افراطی قرار گرفته است. در بازار رونددار، خروج از باند می تواند ادامه روند باشد، اما در بازار میانگین گرا همان خروج اغلب به برگشت منجر می شود. بنابراین خروج از باند به تنهایی جهت را مشخص نمی کند و باید با ساختار قیمت و تاییدهای دیگر همراه شود.
  3. بهترین تنظیمات باندهای بولینگر برای استراتژی اسکوئیز چیست؟
    تنظیم 20 و 2 یک استاندارد قوی و نقطه شروع است، اما بهترین تنظیمات مطلق وجود ندارد. دارایی ها شخصیت نوسان متفاوت دارند. رویکرد حرفه ای این است که به جای تغییر دائم تنظیمات، معیار اسکوئیز را نسبی کنید. یعنی BandWidth را با صدک های تاریخی همان دارایی تعریف کنید. اگر هم بخواهید تنظیمات را تغییر دهید، باید روی داده تاریخی همان بازار بک تست کنید.
  4. اسکوئیز را با چه شاخصی دقیق تر اندازه گیری کنیم، BandWidth یا TTM Squeeze؟
    برای نسخه کلاسیک بولینگر، BandWidth طبیعی ترین انتخاب است چون مستقیما پهنای باندها را عددی می کند. TTM Squeeze هم مفید است چون بولینگر را با کانال کلتنر و ATR مقایسه می کند و گاهی فشردگی را بهتر نشان می دهد. اما چون در پلتفرم ها پیاده سازی های متفاوتی دارد، باید قبل از استفاده مطمئن شوید فرمول و تنظیمات همان چیزی است که انتظار دارید.
  5. آیا اسکوئیز می تواند جهت شکست را پیش بینی کند؟
    خیر، اسکوئیز بیشتر احتمال تغییر رژیم نوسان را بالا می برد، نه جهت حرکت را. جهت معمولا از ساختار بازار و محل تراکم نسبت به سطوح کلیدی، شیب خط میانی، رفتار کندل های شکست، و تایید مومنتوم مشخص می شود. پس اسکوئیز هشدار است، ماشه نیست.
  6. بهترین تایم فریم برای شکار انفجار قیمت با اسکوئیز کدام است؟
    بهترین تایم فریم به هدف شما بستگی دارد. اسکوئیز در تایم فریم های پایین مثل 5 و 15 دقیقه زیاد رخ می دهد و شکست های کاذب هم بیشتر است. تایم فریم های بالاتر مثل H4 و Daily سیگنال های کمتر اما با کیفیت تر می دهند. رویکرد حرفه ای این است که زمینه را در تایم فریم بالاتر پیدا کنید و نقطه ورود را در تایم فریم پایین تر انتخاب کنید.
  7. چگونه شکست کاذب را از شکست واقعی جدا کنیم؟
    چند نشانه کلیدی وجود دارد. شکست واقعی معمولا با کلوز قوی بیرون از محدوده تراکم همراه است و پس از آن BandWidth شروع به افزایش می کند. شکست کاذب اغلب با سایه های بلند و برگشت سریع قیمت به داخل محدوده همراه می شود و BandWidth رشد معناداری نشان نمی دهد. ابزار percent b هم کمک می کند. اگر سریع از بیرون باند به داخل برگردد و تثبیت نکند، احتمال فیک بریک بیشتر است.
  8. حد ضرر در معامله های اسکوئیز را کجا بگذاریم؟
    بهترین حد ضرر معمولا پشت سوی مخالف محدوده تراکم است، چون اگر بازار دوباره وارد تراکم شود، یعنی فرض شکست زیر سوال رفته است. در بازارهای بسیار پرنوسان یا هنگام داده های خبری، استفاده از ATR برای تعیین حد ضرر منطقی تر است. نکته مهم این است که حد ضرر باید با نوسان بعد از شکست سازگار باشد، نه با آرامش قبل از شکست.
  9. بهترین روش خروج و هدف گذاری در انفجار قیمت چیست؟
    در حرکت های انفجاری، تارگت ثابت اغلب باعث خروج زودهنگام می شود. بهتر است ترکیبی عمل کنید. بخشی از سود را در نسبت های کلاسیک مثل 2R قفل کنید و بخش دیگر را با منطق دنبال کننده نگه دارید. مثلا تا زمانی که قیمت روی باند راه می رود یا BandWidth در حال افزایش است، موقعیت را حفظ کنید. خروج کامل زمانی منطقی است که نشانه های پایان انبساط و بازگشت به فاز خنثی ظاهر شود.
  10. آیا می توان اسکوئیز را با تحلیل بنیادی یا رویدادهای خبری ترکیب کرد؟
    بله و این کار کیفیت را بالا می برد. اسکوئیز نشان می دهد بازار از نظر نوسان فشرده است و آماده آزادسازی انرژی است. رویدادهای خبری مهم مثل تصمیم نرخ بهره، داده های تورمی یا اشتغال می توانند ماشه آزادسازی باشند. در این شرایط، بهتر است به جای پیش بینی جهت خبر، سناریو محور فکر کنید. اگر شکست در جهت خاص تایید شد، وارد شوید و اگر شکست کاذب شد، یا خارج شوید یا اصلا وارد نشوید.